پردازشگران آینده - مجله علمی و آموزشی


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    


 درآمدزایی از ایمیل مارکتینگ
 ساخت و فروش کارت‌های دیجیتال (آموزش گام‌به‌گام)
 درمان ترس از سگ (سینوفوبیا)
 معیارهای مردان در انتخاب همسر
 آموزش کامل Copy.ai برای نویسندگی هوشمند
 افزایش فروش محصولات آموزشی آنلاین
 کسب درآمد از اینستاگرام (+ نکات تکمیلی)
 جلوگیری از احساسات منفی در رابطه (راهکارهای عملی)
 دلایل پنهان‌کردن احساسات در روابط
 درآمد حداکثری از فریلنسینگ
 آموزش قدم‌به‌قدم Copy.ai
 علت مدفوع‌خواری سگ و درمان آن
 کسب درآمد از طراحی قالب وردپرس (رازهای موفقیت)
 ویژگیهای رابطه عاطفی سالم
 بهترین نژاد گربه برای نگهداری خانگی (انتخاب برتر)
 استفاده ایمن از جلیقه پرواز برای طوطی (پرهیز از بیاحتیاطی)
 آموزش جامع Midjourney برای طراحی حرفه‌ای
 شناخت مخاطب هدف (5 تکنیک کاربردی)
 درآمدزایی از ترجمه هوش مصنوعی (3 استراتژی طلایی)
 اصول سرمایه‌گذاری هوشمند (آموزش ضروری)
 تقویت مهارت شنیدن در روابط (7 تمرین عملی)
 بهینه‌سازی کلمات کلیدی طولانی (تکنیک‌های سئو)
 طراحی اینفوگرافیک جذاب برای فروشگاه‌ها
 افزایش فروش آنلاین (10 ترفند اثبات‌شده)
 بهینه‌سازی CTA در فروشگاه اینترنتی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



 

۱٫ بطلان رهن دین در قانون مدنی و دلایل آن

 

شایان ذکر است که بطلان رهن دین، مطالبات خاص را دربرنمی‌گیرد و منظور از مطالبات خاص، دیونی هستند که سند معرف آنان ارزش مبادله‌ای مستقلی دارند، به صورتی که با قبض و اقباض آن‌ ها نقل و انتقال صورت می‌گیرد. در این‌گونه موارد در دید عرف، ارزش موضوع آن‌ ها چنان با عین سند مخلوط شده که انتقال و قبض اسناد به‌منزله‌ی انتقال و قبض اموال موضوع آن‌هاست. از جمله‌ این مطالبات و صحت رهن آن‌ ها می‌توان به اسکناس، اسناد در وجه حامل یا سهام بی‌نام شرکت‌ها اشاره کرد. اما، اوراق تجاری با نام یا اسنادی که در حکم طلب شناخته شده است، قابل رهن نیست.[۷۱]

 

نظر به اینکه برخی از شارحان و حقوق‌دانان، بین زمانی‌که دین به صورت ابتدایی در رهن قرار گرفته باشد و زمانی‌که دین به عنوان بدلِ رهن دیگری مورد رهن قرار گیرد، تفاوت قائل شده‌اند، لذا هر دو حالت را بررسی خواهیم کرد.

 

برابر نص ماده ۷۷۴ قانون مدنی: «مال مرهون باید عین معین باشد و رهن دین و منفعت باطل است» که این ماده ناظر به رهن ابتدایی است و صراحتاً رهن دین را باطل می‌داند. اما، درخصوص رهن بدلی برخی از حقوق‌دانان با توجه به نص ماده ۷۹۱ معتقدند «اگرچه رهن دین و منفعت ابتدایی باطل است، ولی اگر بعد از عقد رهن به عللی از علل قانونی رهینه مبدل شد و به عنوان جبران تلف رهینه عین کلی یا وجه نقد گرفته شده، اشکالی ندارد که همان بدل جایگزین رهینه باشد.»[۷۲] بدین ترتیب از جملات این مؤلف چنین برداشت می‌شود که در این صورت رهن دین بدلی صحیح است. با‌این‌حال به نظر می‌رسد که ماده ۷۹۱ چنین صراحتی نداشته باشد و نمی‌تواند مستمسکی برای جواز رهن بدلی دین قلمداد گردد؛ زیرا، اگرچه این ماده از حیث ویژگی‌های بدل به رهن داده شده ساکت است، ولی این سکوت دلالت بر این امر ندارد که هر نوع مالی می‌تواند به عنوان بدل در رهن مرتهن قرار گیرد و سایر مواد قانون مدنی و خصوصاًً ماده ۷۷۴ می‌بایست در تفسیر ماده ۷۹۱ مدنظر قرار گیرند؛ لذا مدلول ماده ۷۹۱ تنها جواز دادن بدل است که می‌تواند مثل یا قیمت باشد که قیمت ‌بر اساس اسکناس تقویم می‌شود و رهن اسکناس صحیح شناخته شده است؛ ‌بنابرین‏ باید گفت رهن دین چه به صورت ابتدایی و چه به صورت بدلی ‌بر اساس قانون مدنی باطل است.[۷۳]

 

حال باید دید عمده دلیل بطلان رهن دین چیست. به عقیده مشهور فقهای امامیه، علت اساسی بطلان، عدم امکان قبض دین و عدم اطمینان به وصول حق طلبکار از محل وثیقه است[۷۴]؛ زیرا، به عقیده ایشان دین امر کلی و اعتباری است که در خارج از ذهن موجود نیست و ‌از این‌رو، قبض آن نیز غیرممکن است و همچنین گفته‌اند: «قبضِ مصداقی از کلی که مدیون آن را تعیین می‌کند، نمی‌تواند به عنوان قبض کلی تلقی گردد، هرچند که در هبه‌ی مافی‌الذمه قبض کلی با تعیین فرد تحقق می‌یابد و در رهن متبادر از قبض، تنها قبض خودِ مال مرهون است نه قبض مصداق آن.»[۷۵]

 

تحت نفوذ همین نظر اکثریت و شاید به علت شهرت علمی گویندگان آن باشد که نویسندگان قانون مدنی متقاعد گشته‌اند که رهن دین باطل است.[۷۶]

 

‌بنابرین‏،در خصوص دلایل قائلین به بطلان رهن دین می‌توان اختصاراً به موارد زیر اشاره کرد:

 

ـ«رهن دین به دلیل ضرورت عین‌بودن رهینه و عدم امکان قبض دین، محکوم به بطلان است؛ چرا که دین، مالی کلی و فاقد وجود خارجی است و قابلیت قبض و تسلیم را ندارد و در رهن دین، تحقق مفهوم قبضی که شرط وقوع عقد است، محل تردید است؛ زیرا، ظاهر نصوص وارده حکایت از این دارد که آنچه به قبض داده می‌شود، باید خود رهینه‌ای باشد که موضوع عقد قرار گرفته، نه فردی از افراد آن، هرچند بر آن قبض عرفی اطلاق شود؛ زیرا، قبضی که از ادله به ذهن متبادر می‌شود با قبض عرفی ملازمه‌ای ندارد.

 

ـ هدف از عقد رهن، ایجاد اطمینان برای استیفای طلب از محل رهینه به هنگام ضرورت است و این هدف، صرفاً در اعیان تحقق می‌یابد؛ زیرا، قراردادن دین به عنوان رهینه ‌به این معنی است که دینی وثیقه‌ی دینی دیگر قرار داده می‌شود و این درحالی است که اگر اطمینانی به وصول دین سابق وجود داشت، نیازی به عقد رهن و اخذ وثیقه احساس نمی‌شد؛ ‌بنابرین‏ دین دوم (رهینه) نیز به مانند دین نخست نمی‌تواند برای بستانکار در وصول طلبش ایجاد اطمینان کند.

 

ـ دلیل دیگر اجماع است و همین‌طور ادله‌ مربوط به رهن از جمله آیه ۲۸۳ سوره‌ی بقره و نیز روایت «لا رهن إلّا مقبوضاً» که در عین‌بودن رهینه ظهور دارد.»[۷۷]

 

علی‌رغم وجود این ادله، عده‌ای از فقهاء و همچنین حقوق‌دانان پاسخ‌هایی برای رد آن و قابلیت رهن دین عنوان نموده‌اند.[۷۸] مانند اینکه شرطیت قبض رهینه در عقد همان طور که در فصل بعد مفصلاً مورد بررسی قرار خواهد گرفت، مورد تردید است؛ لذا، برخی از فقهاء قائل به شرطیت قبض نیستند و رهن دین را صحیح می‌دانندیا می‌توان گفت که اشخاص از حیث سهولت در پرداخت دیون خود یا عسرت در پرداخت با یکدیگر تفاوت دارند و چه بسا دیون برخی از افراد حتمی‌الوصول تلقی شده و بتوان آن را به عنوان وثیقه پذیرفت و از طرفی عموم دلیل لزوم وفای به عقود و نیز اطلاق نصوص وارده در رهن دین، مشروعیت این رهن را به اثبات می‌رساند.

 

همچنین می‌توان اثبات کرد که قبض عرفی در عقد رهن امکان دارد؛ چرا که قبض در رهن با دیگر عقودی که قبض در آن‌ ها شرط دانسته شده، است مانند هبه، تفاوتی ندارد. از سوی دیگر رهن مال مشاع که به رهن کلی برمی‌گردد نیز صحیح تلقی شده است.همچنین، حقوق‌دانانی که قائل به بطلان رهن دین بوده‌اند، با توجه به نیاز جامعه جهت جبران چنین نقصی، راه‌ حل‌ هایی پیشنهاد داده‌اند که به اختصار به آن‌ ها اشاره خواهیم کرد:

 

۱٫ پیشنهاد استفاده از نهادهای حقوقی دارای آثار مشابه، مانند معامله با حق استرداد، ضمانت در پرداخت، وکالت در تملک و… .[۷۹]

 

۲٫ پیشنهاد تفسیر موسع از مواد فعلی قانون مدنی، که در این نمونه رویه قضایی درجهت نیاز جامعه باید سعی در تعدیل حکم قانون مدنی و محدود نمودن دایره‌ی بطلان رهن دین نماید. تفسیر دکتر لنگرودی از ماده ۷۹۱ که قبلاً بدان اشاره شد، می‌تواند نمونه‌ خوبی باشد.

 

۲٫ دلیل صحت رهن کرایه‌ی باربری

 

دانستیم که ماده ۷۷۴ قانون مدنی صراحتاً بطلان رهن دین را عنوان نموده است. اما، ‌بر اساس ماده ۸۹ قانون دریایی،کرایه‌ی باربری را نیز می‌توان به رهن گذاشت. با توجه به لزوم ادامه‌ سفر دریایی به مقصد و حمایت از فرمانده که وظیفه هدایت کشتی و حفاظت از جان مسافران و بار کشتی را برعهده دارد، قانون‌گذار دریایی در شرایط اضطراری این حق را برای وی قائل شده است که با رهن‌دادن کرایه‌ی باربری، اعتبار لازم برای ادامه‌ سفر را تأمین نماید.

 

دلیل عمده این مطلب را می‌توان این‌گونه توصیف کرد: با توجه به ضرورت‌های اقتصادی دریافتیم که رهن دین را نباید بی‌اعتبارتلقی کرد. بالاخص اگر دین وثیقه‌ی وام‌های بازرگانی باشد از اهمیت بیشتری برخوردار است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 09:08:00 ب.ظ ]




 

در تحقیق فوق، ائتلاف میان منتقل کنندگان، واردکنندگان با هر یک از گزینه‌های تأمین کننده گاز خط لوله نابوکو با دو روش فوق محاسبه می‌شوند و بررسی می‌شود که منافع حاصل از پیوستن کدام یک از کشورهای ایران، آذربایجان، ترکمنستان و عراق به ائتلاف گازرسانی تحت خط لوله نابوکو به نفع اروپا می‌باشد.

 

از آن جایی که مسأله اصلی، چانه‌زنی میان کشورهای صادرکننده جهت صادرات از طریق این خط لوله می‌باشد و همچنین به دلیل اینکه خطوط لوله از ترکیه به سمت اروپا اجرا شده یا در حال اجرا می‌باشد و مشکلی از این بابت وجود ندارد، بدین ترتیب مجموعه بازیگرانی که در شبکه درگیر هستند، N = {.. , ..i , .. } که در آن N تعداد کل بازیگران می‌باشد. شبکه N= {IR,Iq,AZ,TN,TU} شامل ایران، عراق، ترکمنستان، آذربایجان، ترکیه باشند.

 

مهمترین کشوری که در این زمینه فعال می‌باشد، کشور ترکیه (TU) می‌باشد و پل ارتباطی کشورهای تولیدکننده با مصرف کننده می‌باشد و بدون این کشور، اجرای خط لوله نابوکو امکان پذیر نمی‌باشد. لذا، درآمدی را که این کشور به عنوان منتقل کننده از این پروژه، کسب می‌کند، به عنوان منفعت این کشور، در نظر می گیریم. در کنار ترکیه، کشورهای تأمین کننده گاز می‌باشند (IR, IQ, TN, AZ) و امکان اینکه هر کدام یا برخی از این کشورها بتوانند به تنهایی وارد پروژه شوند، وجود دارد. در این حالت، ارزش حال اجرای پروژه برای هر کدام از کشورها با توجه به هزینه های گازرسانی هر کدام از کشورها و فواصل مکانی آن ها با توجه به قیمت گاز فروخته شده و طول عمر پروژه، محاسبه می‌شود و به عنوان منفعت هر کدام از این بازیگران در نظر گرفته می‌شود. ‌بنابرین‏، پیامدهای بازیگران این پروژه، ‌به این صورت در نظر گرفته می‌شوند. در این مطالعه، با توجه به منافع بازیگران، از طریق راه حل های ارزش شپلی و نوکلئولوس، تعادل بازی و نحوه همکاری بین کشورهای تأمین کننده گاز، بررسی می‌شوند و در نهایت قدرت چانه‌زنی هر کدام از کشورهای صادرکننده گاز به دست می‌آید.

 

۱-۴-۳- مطالعات داخلی

 

در زمینه صادرات گاز از طریق خط لوله نابوکو هیچ مطالعه‌ای با بهره گرفتن از نظریه بازی‌ها انجام نشده است. اما در خصوص استفاده از نظریه بازی همکارانه، در زمینه‌های مختلفی همچون مدیریت منابع آبی، مطالعاتی انجام شده است.

 

یکی از این مطالعات، مربوط به دانش یزدی، محمد، احمد ابریشم چی و مسعود تجریشی (۱۳۹۲) با عنوان حل مناقشات در مدیریت تخصیص منابع آب با بهره گرفتن از نظریه بازی (مطالعه موردی: حوضه آبریز دریاچه ارومیه) می‌باشد. در سال‌های اخیر، پیامدهای اجتناب ناپذیر سیر صعودی تقاضا و همچنین کاهش ذخایر منابع طبیعی مختلف، به خصوص آب، موجب افزایش مناقشات در زمینه چگونگی بهره برداری و همچنین تخصیص آن ها به ذینفعان مختلف شده است. رویکرد تخصیص آب صرفاً ‌بر اساس ‌حقّا به اولیه معمولاً منجر به استفاده کارآمد از آب در کل یک حوضه آبریز نخواهد شد. در این میان، نیاز به یک روش جامع و پایدار به منظور انجام تخصیص به نحوی که تمامی ‌گروه‌های ذینفع در بالاترین سطح رضایت قرار داشته باشند، ضرورری به نظر می‌رسد. یکی از این روش‌ها، نظریه بازی بوده که به کمک ابزارهای موجود در آن، می توان به تخصیص منابع مورد استفاده مشترک توسط ذینفعان مختلف با رعایت سه اصل کارآمدی، برابری و پایداری پرداخت. در این تحقیق ابتدا یک مدل جامع برنامه ریزی خطی برای به دست آوردن الگوی تخصیص اولیه بر اساس ‌حقّا به اولیه کاربران توسعه داده شد. سپس با بهره گرفتن از نتایج مدل برنامه ریزی منابع آب به همراه مفاهیم نظریه بازی مانند هسته، ارزش شپلی و شاخص پایداری، حالات مختلف همکاری بین ذینفعان مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. در انتها با انتخاب حوضه آبریز دریاچه ارومیه با منابع آبی محدود و آب بران متعدد به عنوان مطالعه موردی، کارایی و مزیت‌های بالقوه این روش نشان داده شد. طبق نتایج مدل بهینه سازی، استان کردستان دارای بهترین وضعیت در تأمین نیازهای آبی خود و استان آذربایجان شرقی دارای بیشترین کمبود به لحاظ تأمین منابع آبی هر دو بخش کشاورزی و محیط زیستی بود. علاوه بر این با پیروی از الگوی تخصیص ارائه شده، میزان آب ورودی به دریاچه ارومیه بیشتر از نیازهای زیست محیطی آن در طول دوره زمانی مورد مطالعه خواهد بود. ‌بنابرین‏، نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از این واقعیت بود که نظریه بازی همکارانه به همراه یک مدل جامع مدیریت منابع آب می‌تواند به طور مؤثری برای ارزیابی حالات مختلف همکاری در حوضه آبریز دریاچه ارومیه به کار گرفته شود.

 

مطالعه دیگری که در این زمینه انجام شده است، مطالعه مهجوری مجد، نجمه، مجتبی اردستانی و رضا کراچیان (۱۳۸۸) با عنوان تدوین الگوی مهندسی انتقال آب بین حوضه ای: کاربرد نظریه بازی می‌باشد. یکی از مسائل مهم در بحث بهره برداری کمی و کیفی از منابع آب موجود، تخصیص بین حوضه ای منابع آب و رفع اختلاف بین تصمیم گیرندگان و تأثیر پذیرندگان این سیستم‌ها می‌باشد. در طر ح‌های انتقال آب بین حوضه‌ای، تصمیم‌گیرندگان و ذینفعان متعددی با اهداف و مطلوبیت‌های غالباً متضاد وجود دارند و هر کدام از قدرت نسبی متفاوتی در تصمیم‌گیری برخوردارند. در این مقاله، با بهره گرفتن از مدل همکارانه تخصیص آب بر اساس نظریه بازی، الگوی جدیدی برای مدیریت تخصیص در طرح‌های انتقال آب بین حوضه‌ای تدوین می‌گردد، به طوری که ضمن توجه به مطلوبیت‌ها و قدرت طرف‌های درگیر در اعمال سیاست‌ها و جلب رضایتمندی آن ها، کارایی و بازدهی سیستم از دید اقتصادی نیز تأمین شود.

 

مطالعه دیگر در خصوص کاربرد نظریه بازی همکارانه، مطالعه صورت گرفته توسط پورسپاهی سامیان،حامد و رضا کراچیان (۱۳۹۳) با عنوان تخصیص آب در رود خانه های مشترک: کاربرد نظریه بازی می‌باشد. در این مطالعه، با توجه به مدیریت منابع مشترک آبی به علت وجود ذینفعان متعدد با اهداف و مطلوبیت‌های مختلف و لزوم مدنظر قرار دادن این اهداف در برنامه‌ریزی‌ها، یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت منابع آب است. اختلافات موجود در منابع مشترک آبی، می‌تواند موجب بروز اختلافات سیاسی و اجتماعی فراوان و بحران‌های ناشی از این اختلافات گردد. نظریه بازی با توجه به توانایی در نظر گرفتن استراتژی‌های بازیکنان و رفتارهای مورد انتظار در ازای هر استراتژی، روش مناسبی برای حل مسائل مدیریت منابع مشترک و از آن جمله مدیریت منابع آبی مشترک می‌باشد. در این مقاله، یک متدولوژی برای تخصیص ماهانه آب در رودخانه‌های مشترک ارائه گردیده است که در آن از روش‌ها و مفاهیم موجود در بازی همکارانه برای توزیع سود اضافی حاصل از همکاری، بهره گرفته شده و با توجه به آن، میزان پرداختی بازیکنان به همدیگر محاسبه گردیده است. رو‌شهای شپلی و نوکلئولوس روش های به کار رفته در این مقاله می‌باشند. گام‌های مختلف متدولوژی پیشنهادی جهت ارزیابی کارایی آن، برای تخصیص آب در سیستم رودخانه‌ای کارون- دز به کار گرفته شده است. نتایج استخراجی حاکی از قابلیت بالای دیدگاه‌ها و رو شهای موجود در نظریه بازی همکارانه در زمینه کاهش اختلافات در رودخانه‌های مشترک می‌باشد.

۱-۴-۲- مطالعات خارجی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:06:00 ب.ظ ]




 

با وجود این، قوانین در برخی نظام های حقوقی، قواعد مربوط به مرور زمان را در هر دو سو با نظم عمومی مرتبط دانسته اند و بدین ترتیب شرط تحدید مدت اقامه دعوای مسئولیت را باطل شمرده‌اند. در حقوق مصر، بند یک ماده ۳۳۸ قانون مدنی جدید، قواعد مرور زمان را در هر دو سو، به نظم عمومی مربوط دانسته است و شرط خلاف آن را باطل می‌داند.[۹۱]

 

شروط کوتاه کردن مرور زمان یا به زبان دیگر شرط تحدید مدت اقامه دعوای مسئولیت، اگر چه از این جهت که پس از گذشتن مدت معین (قراردادی) و عدم اقامه دعوا، مدیون را به طور کامل از مسئولیت رها می‌سازند، به شروط عدم مسئولیت نزدیک می‌شوند، نویسندگان آن ها را در شمار شروط تحدید مسئولیت آورده اند. بدین سان اگر در موردی قانون، شرط عدم مسئولیت را ممنوع اعلام کند و شرط محدود کننده را روا بدارد، چنین شروطی نیز معتبر هستند، مگر آنکه این مدت آنچنان کوتاه باشد، که امکان عملی اقامه دعوا را از طلبکار سلب کند.[۹۲] در حقیقت در چنین فرضی با یک شرط عدم مسئولیت واقعی روبرو هستیم. پس هر بار که شرط عدم مسئولیت باطل است، چنین شرطی نیز باطل خواهد بود.

 

 

 

گفتار هفتم- شروط تضمین

 

سرانجام باید از شروطی سخن راند که شیوه جبران خسارت را تعیین می‌کنند و اغلب فریبنده اند؛ به ظاهر امتیازهایی برای طلبکار به ارمغان می‌آورند، در حالی که در پی آن هستند تا جایگزین قواعد عمومی مسئولیت که تضمین بیشتری را برای طلبکار مقرر کرده‌اند، شوند. برای مثال در فرض سپردن فیلم های عکاسی برای ظهور، معمول است که صاحبان عکاسی ها روی پاکت فیلم ها قید می‌کنند، در صورتی که فیلم متعلق به مشتری در جریان ظهور از بین برود، یک حلقه فیلم خام به او خواهند داد. بدین ترتیب مسئولیت مدیون به زیان های مادی محدود شده است و زیان های معنوی که ممکن است بس مهم تر از زیان های مادی باشند، استثنا شده‌اند. شروطی که شیوه جبران خسارت را تعیین می‌کنند، به ویژه در قرارداد بیع معمول اند و از آن ها با نام «شروط تضمین»[۹۳] یاد می‌شود. شرطی که مقرر می‌دارد: اگر مبیع معیوب باشد، فروشنده قطعه معیوب را تعویض یا تعمیر خواهد کرد یا شرطی که اشعار می‌دارد: فروشنده به مدت دو ماه، کارکرد مبیع را تضمین خواهد کرد در حالی که مدت زمان قانونی بیشتر از آن است، از جمله این شروط هستند.

 

با وجود این نباید همیشه بدبینانه به شروط تضمین نگریست. بسیاری از شروط تضمین در عین حال که از یک سو امتیازات کمتری نسبت به آنچه که قانون برای خریداران در نظر گرفته، مقرر می‌کنند، از سوی دیگر امتیازات بس بیشتری نسبت به تضمین قانونی مقرر می دارند. در این حال این پرسش اساسی مطرح است که آیا باید به شرط تضمین یکجا نگریست و آن را در مجموع یک شرط افزایش مسئولیت یا کاهش مسئولیت تلقی کرد یا باید مفاد شرط تضمین را تجزیه و هر کدام را جداگانه ارزیابی کرد؟ پاسخ ‌به این پرسش اهمیت بسیار دارد؛ چرا که ممکن است قانون، شروط عدم مسئولیت و تحدید مسئولیت را در رابطه با مصرف‌کنندگان باطل شناخته باشد. حقوق معاصر که پیش از هر چیز در اندیشه حمایت از مصرف کننده است، این شیوه نگرش کلی را نمی پسندد؛ تضمین قراردادی هیچگاه، مصرف کننده را از تضمین قانونی محروم نمی‌کند، اما می‌تواند به آن بیفزاید.[۹۴]

 

فصل سوم

 

مقایسه شروط محدود کننده و ساقط کننده مسئولیت با سایر نهادها

 

مهمترین این نهادها، شرط کاهش تعهد است. به جهت ارتباط زیاد این مفهوم با مفهوم شرط عدم مسئولیت، در مبحث دوم از فصل اول از آن سخن رانده شد و در این مرحله بی نیاز از تکراریم. اما مفاهیم دیگری نیز وجود دارند که هر یک گاه با شرط عدم مسئولیت و گاه با شرط محدود کننده نزدیکی بیشتری دارند. از میان این مفاهیم، بیمه وضع ویژه ای دارد، زیرا علاوه بر ضرورت تمییز آن از شرط عدم مسئولیت، بسیاری کوشیده اند تا از مکانیزم بیمه مسئولیت یا از وجود یک بیمه مسئولیت یا خسارت به سود طلبکار، اعتبار شروط کاهش مسئولیت را نتیجه بگیرند. لذا بیمه در عین حال، در شمار دلایل اعتبار شروط موصوف -که موضوع بخش دوم است-نیز قرار می‌گیرد. بدین جهت، از این نهاد در بند جداگانه ای، پیش از آغاز دومین بخش – که با بحث درباره اعتبار چنین شروطی آغاز می‌شود- سخن خواهیم گفت.

 

مبحث اول-تمییز شروط محدود کننده و ساقط کننده مسئولیت

 

از موارد مشابه

 

گفتار اول- شرط کیفری (وجه التزام)

 

به ویژه شرط محدود کننده مسئولیت است که ممکن است با شرط کیفری یکسان لحاظ شود. با وجود این در مواردی که مبلغ وجه التزام، آنچنان ناچیز است که مسخره به نظر می‌آید، علی رغم عنوانی که طرفین انتخاب کرده‌اند، در عمل در برابر یک شرط عدم مسئولیت قرار داریم؛ با همان آثار و محدودیت‌ها.[۹۵] گذشته از این مورد خاص، تفاوت شرط کیفری با شرط محدود کننده در نظریه روشن است: در حالی که علی الاصول طلبکار است که ابتکار گنجاندن شرط وجه التزام در قرارداد را به هدف تضمین اجرای تعهد به دست می‌گیرد و بدین ترتیب شرط وجه التزام، نیروی الزام آور عقد را به سود طلبکار افزایش می‌دهد، مدیون است که در پی درج شرط تحدید مسئولیت در قرارداد است؛ شرطی که مسئولیت او را در فرض عدم اجرا کاهش می‌دهد و بدین ترتیب به طور غیر مستقیم از قدرت اجبارکننده عقد تا حدی می‌کاهد. از سوی دیگر، در حالی که هدف دیگر وجه التزام، ارزیابی و تعیین میزان خسارات به هدف جلوگیری از نزاع میان طرفین است و بدین ترتیب با خسارات واقعی به بار آمده بدون ارتباط است، شرط تحدید مسئولیت به طور مستقیم ناظر به اصل مسئولیت و حدود آن است.[۹۶]

 

شرط کیفری بیش از آنکه در مسئولیت های قهری مورد داشته باشد در مسئولیت های قراردادی مطرح است (وجه التزام)؛ جایی که طرفین به طور مقطوع، میزان خسارات ناشی از عهد شکنی را تعیین می‌کنند. اعتبار این شروط در حقوق ایران غیر قابل بحث است.[۹۷] در حالی که در اعتبار شروط محدود کننده، حتی در زمینه قراردادی – که مورد بحث ما است- تردید شده است. درست است که ‌در مورد شرط وجه التزام نیز همانند شرط محدود کننده، مبلغی بابت جبران خسارت در صورت عدم اجرا (یا اجرای ناقص یا تأخیر در اجرا) تعیین می‌شود، اما تفاوت در آن است که این مبلغ در فرض شرط وجه التزام مقطوع است؛ مرز مسئولیت از هر دو سو معین است؛ مدیون باید مبلغ مورد تراضی را به طلبکار بپردازد، هر چند میزان خسارات وارد شده کمتر از مبلغ تعیین شده باشد یا اصولاً خسارتی به بار نیامده باشد. اما در شرط محدود کننده، تنها سقف مسئولیت معین می‌شود و اگر خسارت های وارد شده کمتر از این مبلغ باشند، مدیون تنها به پرداخت میزان واقعی خسارات محکوم می‌شود.[۹۸]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:16:00 ب.ظ ]




 

افزون آنکه بعضی از مولفین محترم حقوق مدنی از عبارت ماده ی ۵۶۵ قانون مدنی که گفته‏ است جعاله تعهدی است جایز، نتیجه گرفته‏اند که قانون‌گذار نیز خود با آنان همراه بوده و به‏ همین دلیل تصریح کرده که این تعهدات جایز و لازم الوفا نیست؛(‌جعفری لنگرودی،۱۳۷۸،ص ۲۱)در این استناد جانب انصاف یا دقت‏ لازم مراعات نشده است، زیرا همان‌ طور که خود به عنوان برجسته‏ترین نظریه‏پرداز حقوقی در زمینه‌ی اثبات وحدت مفهوم میان عقد و عهد در جاهای مختلف تصریح فرموده‏اند که(العقد العهد)عقد تعهد است. در ماده ۵۶۵ ق.م نیز مراد از اینکه جعاله تعهدی است جایز همان عقد جایز است نه تعهد جایز به عنوان اثر عقد. (‌جعفری لنگرودی،۱۳۷۸،ص ۲۲)

 

۲-۱۰- اقسام تعهد به اعتبار موضوع:

 

از حیث موضوع، تعهد را به مالی و غیر مالی یا تعهد به فعل و ترک فعل و تعهد به مال و نفس تقسیم می‏ کنند.

 

۲-۱۰-۱-تعهد مالی:

 

هر تعهد که متعلق موضوع آن مال باشد،تعهد مالی نام دارد. مال نیز عبارت است از هر چیزی که قابلیت دادوستد داشته باشد،خواه آن چیز عین باشد یا منفعت یا طلب و یا کار و حق انتفاع و هر گونه حق مالی دیگر. تعهد مالی بخش مهمی از حقوق تعهدات را به خود اختصاص داده تا جایی که می‏گویند تعهد به معنی اخص همان تعهد مالی است.(‌جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶، ص ۱۰۱۱)

 

۲-۱۰-۲-تعهد غیر مالی:

 

در مقابل تعهد مالی به تعهدی که متعلق موضوع آن مال نباشد تعهد غیر مالی اطلاق‏ می‏ شود، مانند تعهد پدر و مادر نسبت به حضانت کودک خود و تعهد هریک از زوجین به‏ حسن سلوک با یکدیگر.ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی در این زمینه تصریح نموده است که زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند. (‌جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶، ص ۱۶۳)

 

۲-۱۰-۳-تعهد فعل:

 

هر تعهدی که به موجب آن،متعهد ملتزم به انجام دادن کاری است،تعهد فعل نام دارد، خواه آن کار،فعل مادی باشد،مثل تعهد خیاط به دوختن لباس یا تعهد پیمانکار ساختمانی به‏ احداث پل و خواه آن کار عملی حقوقی باشد،مانند تعهد مالک آپارتمان به فروش آن به‏ دیگری در آینده(‌جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶، ص ۱۶۳)

 

۲-۱۰-۴-تعهد ترک فعل

 

برعکس تعهد فعل در این تعهد،متعهد ملتزم می‏ شود که از انجام کار معینی خودداری کند، مانند آنکه کاسبی ضمن قرارداد انتقال کسب و پیشه خود، تعهد کند که در نزدیکی محل کسب‏ طرف دیگر مبادرت به انجام همان کسب و پیشه ننماید.(صفایی، ۱۳۵۱،ص ۷ ) تعهد ترک فعل نیز ممکن است موضوع آن عملی حقوقی باشد،چنان که‏ وام‏گیرنده‏ای در سند وام تعهد کند که تا وام را تأدیه ننماید منزل مسکونی خویش را به‏ دیگری نفروشد(تعهد ترک بیع).(‌جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶، ص ۱۳۴٫)

 

۲-۱۰-۵-تعهد به مال:

 

هرگاه موضوع تعهدی، تأدیه مالی باشد آن را تعهد به مال می‏نامند.تعهد به مال اخص از تعهد مالی است و بیشتر ناظر به تعهد ضامن در عقد ضمان دارد. مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده می‏ گیرد، متعهد را ضامن، طرف دیگر را مضمون له و شخص ثالث را مضمون عنه یا مدیون اصلی می‏گویند.

 

۲-۱۰-۶-تعهد به نفس:

 

این اصطلاح جایی به کار برده می‏ شود که متعهد ملتزم است فرد دیگری را در موعد معین یا هرگاه متعهد له اراده کند نزد او حاضر کند.تعهد به نفس در حقیقت موضوع عقد کفالت در حقوق ما است که طبق ماده ۷۳۴ قانون مدنی:«کفالت عقدی است که به موجب‏ آن احد طرفین در مقابل طرف دیگر احضار شخص ثالثی را تعهد می ‏کند متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول له می‏گویند.»

 

تعهد به نفس در مقابل تعهد به مال قرار می‏ گیرد که موضوع عقد ضمان است.به نظر بعضی تعهد به نفس علاوه بر موارد احضار تن موارد دیگری از قبیل کفالت طلب و کفالت‏ ملاقات را هم دربرمی‏گیرد. (‌جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶، ش ۶-۱۰) در کفالت ملاقات کفیل تعهد می ‏کند که ترتیب ملاقات مکفول له و مکفول عنه را بدهد. (‌جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶، ص ۳۰۴۱)ولی در کفالت طلب تعهد کفیل عبارت است از اینکه در مقام طلب و جستجوی مکفول برآمده و محل حضور مکفول را به مکفول له نشان‏ بدهد. (‌جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶، ص ۳۰۳۸)

 

۲-۱۱- اقسام تعهد به اعتبار منشاء

 

در این تقسیم از حیث منبع ایجاد تعهد، تعهدات را به تعهد عقدی،تعهد شرطی، تعهد ایقاعی، تعهد خارج از عقد و تعهد قانونی نام گذارده‏اند که به‏طور اختصار شرح داده می‏ شود.

 

۲-۱۱-۱-تعهد عقدی:

 

هر تعهد ناشی از عقد را تعهدی عقدی می‏نامند،مانند تعهد بایع و مشتری به انتقال یا تسلیم‏ مبیع و ثمن و تعهد مستأجر به پرداخت اجاره‏بها.این تعهد در مقابل تعهد غیر عقدی قرار می‏ گیرد.تعهد غیر عقدی نیز خود به دو معنی است:یک،تعهدات خارج از عقد،مانند تعهد ناشی از ایقاع و اسباب ضمان قهری و دیگری،تعهد مربوط به شرط ابتدایی.( ‌جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶، صص ۹۸۹ و ۹۹۳)

 

تعهد عقدی نیز خود به دو قسم است:تعهد ناشی از عقد مقدماتی یا پیش‏قرارداد و دیگری،تعهد ناشی از عقود معمولی که عنوان عقد مقدماتی را ندارد.( ‌جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶، ص ۶۹)

 

۲-۱۱-۲- تعهد شرطی:

 

هرگاه منشأ تعهد، شرطی باشد که در متن عقد قرار گرفته است،آن تعهد را تعهد شرطی‏ می‏نامند،چنان که ماده ی ۲۴۱ ق.م.می‏گوید:«ممکن است در معامله شرط شود که یکی از متعاملین برای آنچه که به واسطه معامله مشغول الذمه می‏ شود رهن یا ضامن بدهد.» ‌بنابرین‏ رهن یا ضمانی را که بدین طریق به موجب شرط ضمن العقد حاصل می‏ شود،تعهد شرطی می‏نامند.تعهد شرطی طبق مواد ۲۳۶ و ۲۳۷ قانون مدنی ممکن است به صورت شرط فعل یا شرط نتیجه حاصل شود.

 

(‌جعفری لنگرودی، ۱۳۸۶، ص ۶۵)در فقه نیز فقیهان از التزام و تعهد عقدی و شرطی بحث کرده ‏اند.(میرزا نائینی، ۱۳۵۸، ص‏ ۵۳)

 

۲-۱۱-۳-تعهد یک‏طرفه یا ایقاعی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:25:00 ب.ظ ]




 

۲-۳-۴ترکیب مالکیت و سهامداری مدیران

 

در میان سهام‌داران درونی آنچه مورد توجه کارشناسان و از نکات چالش برانگیز در مبحث حاکمیت شرکتی است عمدتاًً سهم مدیران از مالکیت شرکت است زیرا این گروه از یک سو به اطلاعات درونی و اخبار پنهانی شرکت دسترسی دارند و از سوی دیگر از قدرت تصمیم‌گیری برخوردارند. به همین دلیل حساسیت اصلی در رابطه با مالکیت افراد داخل سازمان، اغلب بیش از سایر کارکنان، معطوف مدیران رده‌های مختلف می‌باشد؛ اگرچه لااقل بخشی از کارکنان هر شرکت در زمره دارندگان اطلاعات نهانی قرار دارند و رفتارهای معاملاتی آن ها نیز باید به‌دقت مورد توجه دست‌اندرکاران و فعالان بازار قرار گیرد. در این رابطه مطالعه‌ای که در ژاپن صورت گرفته بیانگر این بوده است که در کل افزایش مالکیت سهام‌داران داخلی موجب کاهش تضاد منافع بین مدیران و سهام‌داران می‌شود و مالکیت اعضای هیئت مدیره بر عملکرد شرکت تأثیر مثبت دارد. به عبارت دیگر، برخلاف ایالات متحده، عملکرد شرکت‌های ژاپنی به موازات افزایش مالکیت مدیران افزایش می‌یابد.(پوشنر[۴۱]، ۱۹۹۳،۱۰۲)

 

۲-۳- ۴-۱۱نگیزه های مدیران اجرایی (پاداش)

 

سیاست‌های پاداش تدوین شده توسط هیئت مدیره می‌توانند نقش مهمی در همسو نمودن منافع مدیران و مالکان ایفا نمایند. در واقع در دهه (۱۹۹۰) میلادی شاغلین حرفه و صاحب‌نظران آکادمیک معتقد بودند که پاداش مبتنی بر ارزش سهام شرکت( بویژه اختیار خرید سهام )ساز و کار مؤثری در همسو نمودن انگیزه های مدیران و مالکان شرکت است. (جنسن[۴۲]، ۱۹۹۳، ۸۳۱)

 

علی‌رغم استفاده روز افزون از طرح های پاداش مبتنی بر اختیار خرید سهام طی دهه ۱۹۹۰ میلادی، مباحث زیادی دررابطه با اثربخشی آن صورت گرفته است. بویژه دیدگاه های مختلف نسبت به رابطه بین پرداخت ها و نحوه عملکرد، ایجاد انگیزه های منفی برای مدیران، با پرداخت های بیش از اندازه به مدیران مستمراً مرکز توجه مقالات مختلف بوده و ایجاد اصلاحات اساسی در نظام پاداش دهی را می طلبید و بسیاری از مطالعات دانشگاهی صورت گرفته اخیر با محوریت این موضوع بوده است. ازآن جمله می توان به آگراوالوکادها [۴۳](۲۰۰۶) که به بررسی ارتباط بین طرح های پاداش مبتنی بر اختیار سهام و تمایل شرکت ها به تجدید ارائه سود پرداختند، در این مقاله ایشان دریافتند که با افزایش انگیزه مدیران، تجدید ارائه نیز افزایش می‌یابد. (نوروش و ابراهیمی کردلر، ۱۳۸۴،۶۹)

 

دنیس، هانونا و سارین[۴۴] (۲۰۰۶) به بررسی آثار پاداش مدیران پرداختند، آن ها ‌به این نتیجه رسیدند که پاداش مدیران ممکن است دارای آثار منفی نیز باشند. وی با کنترل سایر عوامل مؤثر بر پاداش مدیران و نیز سایر عوامل احتمالی تقلب متوجه وجود رابطه ای مثبت بین استفاده از طرح های اختیار خرید سهام به عنوان پاداش و احتمال ارتکاب تقلب گردیدند. ایشان با وارد نمودن ساختار مالکیت در مدل تجزیه و تحلیل دریافتند که رابطه بین استفاده از طرح های اختیار خرید سهام و تمایل به تقلب در شرکت هایی که مالکان عمده بیرونی یا مالکان نهادی دارند بیشتر است. تفسیر آن ها از نتایج مشاهده شده این است که انگیزه مشارکت در فعالیت های متقلبانه با حضور مالکان بلوکی و نهادی که احتمالاً از ارتکاب تقلب منتفع خواهد شد تشدید می شود (نوروش، ابراهیمی کردلر، ۱۳۸۸،۶۹-۷۰)

 

۲-۳-۵جایگاه سهام‌داران و سرمایه گذاران نهادی گزارش همپل

 

حدود ۶۰ درصد از سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انگلستان تحت تملک سرمایه گذاران نهادی انگلیس شامل صندوق های بازنشستگی، شرکت های بیمه و صندوق ها و واحدهای سرمایه گذاری است؛ نیمی از ۴۰ درصد باقیمانده متعلق به افراد و نیمه دیگر عمدتاًً در اختیار سرمایه گذاران نهادی خارجی می‌باشد با توجه ‌به این موارد روشن است که چرا کمیته های نظام راهبری شرکت در انگلستان از جمله کدبری، به بحث درباره سرمایه گذاران نهادی و جایگاه آن ها پرداختند. سرمایه گذاران نهادی گروه چندان همگنی نیستند اگرچه همه آن ها مسئولیت هایی در قبال صاحب کاران خود دارند، لیکن اهداف مختلفی را دنبال می‌کنند. دوره زمانی برنامه ریزی عملکرد آن ها، با توجه به اهداف کسب سود و رشد سرمایه آن ها متفاوت است. رویکرد سرمایه گذاران نهادی اخیراًً دستخوش تغییراتی شده است. نسبت سهام تحت تملک آن ها افزایش یافته و فروش تعداد زیادی سهام بدون تأثیر منفی در بازار سهام و افت قیمت سهام امری مشکل و چه بسا غیر ممکن است. امروزه بسیاری از سرمایه گذاران نهادی سعی در انطباق پرتفوی سهام شان با ویژگی های شاخص سهام – پیروی از شاخص دارند که به اعتقاد ایشان احتمالاً منافع بلند مدت بهتری نسبت به سیاست مبادله فعالانه در پی خواهد داشت. زمانی که یک سرمایه گذار نهادی قصد نگهداری مقادیر قابل ملاحظه ای از سهام یک شرکت داشته باشد، به منظور بهبود عملکرد شرکت را در هیئت مدیره مشارکت خواهد نمود، در نتیجه امروزه برخی سرمایه گذاران نهادی تمایل بیشتری به مشارکت فعال در راهبری شرکت داشته و این امر را از طریق اعمال رأی‌ خود در تصمیمات متخذه در جلسات عمومی هیئت مدیره و همچنین به طور غیر رسمی با برقراری ارتباط با شرکت و مدیریت آن تحقق می بخشند. سرمایه گذاران نهادی به طور عادی مدیران اجرایی با تجربه ای نبوده و نمی توانند جایگزین آن ها شوند لیکن می‌توانند نقش مهمی در تدوین و نظارت بر استراتژی و عملکرد شرکت در طی زمان ایفا نمایند. در نتیجه اخیراًً بسیاری از سرمایه گذاران نهادئ سیاست استفاده از حق رأی شان در تمام تصمیمات متخذه در جلسات عمومی شرکت را در پیش گرفته اند. در نتیجه با استفاده ازحق رأی سهام به اعمال نظرات مؤثر خود در تصمیمات شرکت می پردازند. حق رأی بخش مهمی از حقوق دارایی های به صورت سهام است و سرمایه گذاران نهادی در مقابل صاحب کاران خود مسئول دقت در استفاده از این حقوق، به همین ترتیب ‌پاسخ‌گویی‌ نسبت به آن دارند. (نوروش و ابراهیمی کرد لر،۱۳۸۸، ۷۸)

 

۲-۳-۶نسبت بدهی

 

تعهدات ناشی از استقراض به ویژه ‌در مورد بدهی های خصوصی (نظیر استقراض از بانک‌ها) به کاهش مشکلات نمایندگی ناشی ‌از جریان های نقد آزاد و عدم تقارن اطلاعات، کمک می کند. (فلوراکیس[۴۵]، ۲۰۰۸،۴۰)

 

بانک‌ها به عنوان وام دهنده، شرکت ها را ملزم می دارند به نحوی فعالیت نمایند که ایشان را از پرداخت های به حد کم در ارتباط با وام ها مطمئن سازند، همچنین بانک‌ها می‌توانند به عنوان جایگزین مناسبی برای جبران ضعف موجود در محیط فعالیت شرکت عمل نمایند، چرا که آن ها با شرکت ها مبادلات مستمر داشته و جهت اعمال نظارت قابلیت استفاده از فن آوری مقرون به صرفه را دارند در نتیجه استقراض بانکی شامل ویژگی های مهمی است که می‌تواند تضادهای ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه گذاران بیرونی را تقلیل دهند. به عنوان مثال اعطای اعتبار توسط بانک اخبار مثبتی را راجع بهارزش اعتباری شرکت به بازار سهام مخابره می کند (بیسواز[۴۶]، ۲۰۰۸،۲۸)

 

جنسن[۴۷] (۱۹۸۶) در بخشی از مقاله اش در رابطه با هزینه های نمایندگی جریان های نقد آزاد نظریه اثرات کنترلی بدهی را مطرح نموده است که در ادامه بدان اشاره می‌گردد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:35:00 ب.ظ ]




 

به طور کلی نگاهی عمیق و دقیق به مواهب الهی و نعمت ها و برکاتی که خداوند به انسان ارزانی ‌کرده‌است علاوه بر حس شکر گزاری عشق به خالق این مواهب را نیز در فرد زنده می کند.اینکه انسان در مقابل این همه نعمت شگفت قرار می‌گیرد کاری از دست او برنمی آید جز آنکه با تمام وجود خدای این نعمت ها را شکر کند.این شکرگزاری اثرات فراوانی بر روی روح و روان خود آدمی دارد و در آرامش و تسکین او بسیار مؤثر است.افراد شاکر اکثرا نیمه پر لیوان را می بینند و یکی از عوامل به وجود آوردن جرائم و انگیزه های اصلی آن که همانا کمبود ها و نداشته های انسان است در این افراد به شدت ضعیف می‌گردد.آن ها در مقابل سختی‌ها و طوفان های زندگی مقاومند و با قلبی مطمئن به مصاف مشکلات می‌روند.اما آنان که خدا را پرستش نمی کنند و او را سپاس نمی گویند از این حقیقت غافل اند که تمام این نعمت ها و آفرینش از منشاء لایزال الهی نشأت گرفته و آن را به حوادث طبیعی و علمی و اتفاق نسبت می‌دهند.این افراد همواره در یک ناآرامی به سر می‌برند و هر لحظه امکان این که همه چیز یکباره به پایان برسد را می‌دهند. به همین دلیل دائما در اضطراب و نگرانی هستند.پیامبران الهی نیز برای تحریک و بیدارکردن حس حق شناسی مردم و متوجه کردن آن ها به پدید آورنده این نعمت ها و شکر گزاردنشان به طرق مختلف به استدلال و توصیف نعمت ها و یادآوری مواهب الهی پرداخته‌اند.[۱۰۶] برای نمونه حضرت هود(ع) برای اینکه حس شکرگزاری قوم عاد را تحریک کند و آن ها را به اطاعت و شکرگزاری درآورد می‌گوید:«بپرهیزید از خدایی که شما را به نعمت هایی که می دانید امداد ‌کرده‌است،شما را به چهارپایان و نیز پسران (برومند) امداد فرموده و باغ های خرم و سرسبز و چشمه های آب جاری در اختیارتان نهاده است.»[۱۰۷] یا حضرت صالح (ع) نیز در مقابل قوم ثمود به برشمردن نعمت های الهی می پردازد تا از این طریق نیز آنان را به شکر به درگاه الهی ترغیب نماید.ایشان می فرمایند:«او خدایی است که شما را از زمین آفرید و عمران و آبادی زمین را به شما سپرد و قدرت و وسایل آن را در اختیارتان قرار داد.«(هود/۶۱)یا حضرت ابراهیم(ع) نیز برای بت پرستان به توصیف نعمت های پروردگار می پردازد تا از این طریق مقایسه خالق یکتا با بتهای کور و کر را به آنان بفهماند تا حقیقت را بشناسند:«او کسی است که مرا آفرید و هم او مرا هدایت می‌کند و کسی است که مرا غذا می‌دهد و سیراب می‌کند و هنگامی که بیمار می شوم اوست که مرا شفا می‌دهد و کسی که مرا می میراند و سپس زنده می‌کند.»[۱۰۸]

 

لازمه شکرگزاری پذیرش این نکته است،که هر چه که نعمت و روزی است از جانب خداوند به عنوان تنها منبع خیر و بخشش به انسان‌ها است.انسان شاکر دارای روانی منعطف نیز هست.این شکرگزاری باعث می شود بدانیم که نعمت از کجا آمده و به چه علت آمده است و در زمین به دنبال علت های مادی آن نباشیم.حس شکرگزاری به انسان امید می‌دهد که به طور حتم این دنیا ‌بر اساس نظم و ترتیب آفریده شده و هرچیزی به اندازه مقّدر خود فرستاده می شود و دست و پا زدن های بیش از حد ما بی مورد است.هر آنچه سهم من است به من داده خواهد شد، اگر قدر و شکر نعمت های الهی را به جا آورم.به علاوه باعث می شود که اگر هم دوباره نعمتی خواستیم فقط از خداوند آن را طلب کنیم و از غیر او نخواهیم.به عبارت دیگر عوامل دیگری را در زندگی مؤثر در برآورده کردن خواسته ها ندانیم.و در آخر اینکه نوعی حس رضایت و قناعت به فرد القا می‌کند که هرگاه هرچیز بخواهد در درگاه الهی یافت می شود و زیاده از حق خود را طلب نکند و حس سرکشی و طغیان را از فرد به در می‌کند.

 

بند چهارم: تقویت اراده و بهداشت روانی

 

اراده یک کیفیت نفسانی است که برای انجام یک فعل یا ترک فعل مورد استفاده قرار می‌گیرد.برای تحقق یافتن هر فعل یا ترک فعلی باید یکسری مقدمات وجود داشته باشد که در نبود آن ها جرم انجام نمی گیرد.این عوامل عبارتند از:تصور فعل یا ترک فعل،میل و رغبت،تصدیق،عزم و شوق موکد،اراده یا بعضی طلب و اختیار گویند.یعنی انسان تصویری از فعل یا ترک فعلی که می‌خواهد انجام دهد یا ترک کند در ذهن خود مجسم می کندبعد از آن مرحله تصدیق و سنجش،برآورد سود و زیان آن عمل،مرحله تصمیم و بالاخره تصمیم خود را به مرحله اجرا می‌گذارد.اما همه انسان‌ها در برخورد با یک پدیده خواه مجرمانه و غیر از آن از یک اراده واحد برخوردار نیستند و بر حسب نوع،تعلیم و تربیت،اوضاع و احوال اقتصادی و اجتماعی متفاوت هستند.[۱۰۹]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:46:00 ب.ظ ]




 

با پذیرش جهانی حاضر کنوانسیون نیویورک باور بی میلی اولیه برای اتخاذ آن سخت به نظر می‌رسد. در سال ۱۹۸۰ گروه کار بر کمیسیون ملیت های متحده بر قانون تجارت بین الملل (آنسیترال) فهمید که محدودیت های ساختاری یا دلایل دیگر ممکن است کشورها را از تأیید کنوانسیون نیویورک باز داشته باشد. بعلاوه ناسازگاری در قوانین منجر به تفسیرهای مختلف از کنوانسیون در اقدامات اجرایی مشابه می شدند. اما مشکلات مورد مواجه به طور کافی برای اصلاح کنوانسیون نیویورک مهم نبودند و آنسیترال نتیجه گرفت که ان متناقضیها می‌توانند از طریق تغییرات در قوانین ملی بیان شوند. (بورنت، ۲۰۰۷ :۱۸)

 

طبق آنسیترال اتخاذ یک قانون مدل نه تنها مشکلات تفسیری کنوانسیون نیویورک را کاهش می‌دهد بلکه به مدرن سازی و افزایش یک پارچگی قوانین داوری بسیاری از کشورهای مبنتی بر اصول محقق کمک می‌کند. در سال ۱۹۸۵ آنسیترال یک قانون مدل برای داوری تجاری بین‌المللی شکل داد(قانون مدل)، بدین وسیله یک مجموعه ازمقررات قانون گذاری مدل که دولت ها بتوانند با وضع کردن در قانون ملی اتخاذ کنند تدوین کرد. تولید عمومی سازمان ملل توصیه کرد که همه ی دولت ها قانون مدل را در دیدگاه مطلوبیت یکپارچگی قانون فرایندهای داوری و نیازهای خاص رویه ی داوری تجاری بین‌المللی لحاظ کنند. بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین خیلی زود پس از آن، آن را تأیید کردند. (دیوید، ۲۰۰۹: ۴۱۷)

 

برخی کشورها اتخاذ مقررات برای تصدیق و اجرا به عنوان بخشی از قانون مدل را آسان تر از تأیید کنوانسیون نیویورک دانستند. اما در برخی روش ها مقررات قانون مدل با توجه به تصدیق و اجرای آراهای داوری تقریبا برابر با آراهای کنوانسیون نیویورک می‌باشند. هیچ مقرراتی اجازه ی بازبینی آرا بر شایستگی را نمی دهد و زمینه ها برای رد کردن جامع می‌باشند (یعنی هیچ زمینه ی دیگری نمی تواند احضار شود که تصدیق و/یا اجرا را انکار کند). مقررات قانون مدل اصول رایج مثل تفکیک پذیری، قابلیت اجرای مستقیم توافق نامه ی داوری، اصول kompetenzkompetenz که در آن داور صلاحیت تصمیم گیری طبق صلاح خویش را دارد، و خودمختاری طرفین را تصدیق می‌کند، برخی رویه ای با چنین جزئیاتی را کنترل می‌کنند که انعطاف پذیری کمی به داور می‌دهد. قانون مدل با پیروی از روند کنوانسیون نیویورک بار اثبات را بر دوش طرفی می‌گذارد که به دنبال امتناع است که به طور شفاف بیان می‌کند که تصدیق و اجرا “طبق تقاضای طرفی که علیه آن احضار شده می‌توانند امتناع شوند ، چنانچه طرف به دادگاه دارای صلاحیت مراجعه کند” دلایل لازم برای پشتیبانی از زمینه‌های مورد اتکا.

 

بالاخره اینکه حتی اگر دادگاه اجرایی بفهمد برخی از زمینه‌های امتناع شایستگی دارند اجباری به انکار تصدیق یا اجرا نمی باشد و فقط برای انجام چنین کاری مجاز می‌باشد. متن قانون مدل در این رابطه شفاف است و بیان می‌کند که تصدیق یا اجرای یک رأی‌ حکمیتی می‌تواند امتناع شود (تأکید اضافه می شود). بیان کنوانسیون نیویورک تقریبا برابر می‌باشد. قانون مدل با شمول یک مکانیزم اجرایی تقریبا برابر بامکانیزم کنوانسیون نیویورک می‌باشد با هدف ارائه ی یک رفتار متحدالشکل همه ی آرا غیر مرتبط با کشور مبدأ آن ها. (بورنت، ۲۰۰۷: ۴۰)

 

کشورهای آمریکای لاتین آغاز به تصدیق استفاده از داوری بین‌المللی به عنوان وسیله ای برای حل مجادلات با اتخاذ بسیاری از مقررات قانون مدل در قانون خود نمودند. مقررات قانون مدل در کشورهای زیر اتخاذ شده اند: شیلی، گواتمالا، مکزیک، پاراگوئه و پرو. غیر از قانون مدل، دیگر کشورها قانون گذاری جدیدی اتخاذ کردند که اصول اساسی آن را اجرا می کرد. کشورهایی مثل برزیل، بولیوی، کلمبیا، کاستاریکا، اکوادور، ال سالوادور، هوندوراس، پاناما و ونزوئلا قوانین داوری خود را مدرن سازی کردند با گرفتن برخی یا اکثر اصول مجسم در قانون مدل و اتخاذ آن ها برای نیازهای خود.

 

۳-۴-۴- اصلاحات ایکسید در کشورهای آمریکای لاتین

 

کشورهای آمریکای لاتین قوانین ملی و کنوانسیون های بین‌المللی را تصویب کردند تا سرمایه گذاری خارجی مستقیم را جذب کنند و بدون تعجب شمار اصلاحات ایکسید افزایش یافت اما به طور تدریجی. برای آمریکا و شرکت های خارجی، داوری ایکسید سودهای دوطرفه از ارائه ی یک محکمه برای شرکت ها پیشنهاد می‌کند تا ادعاهای سرمایه گذاری علیه یک کشور میزبان را پیگیری کنند و قابلیت اجرای آرا طبق کنوانسیون نیویورک را ارائه می‌دهد. با این حال اگرچه کنوانسیون ایکسید در سال ۱۹۶۶ وارد عمل شد و هنوز ۱۹۷۲ نشده بود که اولین مورد با مرکز اصلاح شد و حتی در سال ۱۹۸۰ موارد کمی در مرکز تحویل داده شده بودند. این اساسا ‌به این دلیل است که رضایت به داوری ایکسید در قراردادهای سرمایه گذاری داده می شد (قراردادها بین دولت ها و کشورهای عضو و سرمایه گذاران از دیگر کشورهای عضو) یا ابزارهای مشابه و تعداد کمی از آن قراردادها در آن زمان موجود بودند به ویژه با کشورهای آمریکای لاتین. اما از سال ۱۹۸۰ دولت ها به طور فزاینده ای رضایت قبلی برای تحویل مجادلات سرمایه گذاری را به داوری ایکسید اعطا می‌کنند در معاهدات سرمایه گذاری به ویژه در بی آی تی ها. .(سوناراجا، ۱۹۹۰ :۲۳۷)

 

اولین موردی که علیه یک کشور آمریکای لاتین طبق ایکسید در سال ۱۹۹۶ آورد، شش سال بعد از کشورهای آمریکای لاتین شروع به مذاکره با بی آی تی ها کرد. از سال ۱۹۹۶ شمار موارد ایکسید که علیه کشورهای آمریکای لاتین آورد در کل محدود شده اند و به ویژه در بخش انرژی. از تاریخ آوریل سال ۲۰۰۶ میلادی ۱۰۴ مورد منعقد و ۱۰۳ مورد مشروط وجود داشته است. از میان ۱۰۴ مورد منعقد شده تنها ۲۱ مورد مخالف کشورهای آمریکای لاتین فایل شده بودند (که ۱۵ تای آن ها از سال ۱۹۹۸ فایل شده بودند. اما کسر بزرگتری از موارد مخالف کشورهای آمریکای لاتین مشروط هستند. ۵۳ مورد از ۱۰۳ مورد مخالف کشورهای آمریکای لاتین فایل شده بودند. از ۵۷ مورد سی و پنج مورد تنها مخالف آرژانتین فایل شده بودند و می‌تواند به وسیله ی بحران مالی ۲۰۰۱ آرژانتین توضیح داده شود. داوری های باقی مانده می‌توانست به وسیله ی آزاد سازی صنایع آمریکای لاتین و محافظت های افزایش یافته ی اعطا شده به وسیله ی بی آی تی ها توضیح داده می شود که منجر به افزایشی در سرمایه گذاری خارجی شده است که در عوض پتانسیل ادعاهای داوری را تجدید نیرو کرد.

 

۳-۴-۵- ارتباط ایکسید با مقوله انرژی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:33:00 ب.ظ ]




 

خانی ‌و صادقی (۱۳۹۱) به بررسی تاثیر برگشت اقلام تعهدی واقلام تعهدی خوب وبد بر پایداری اقلام‌تعهدی وتوانایی پیش‌بینی سود وبازده سهام می‌پردازد.نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ها نشان‌دهنده وجود رابطه معنادار بین اقلام تعهدی و نوسانات سرمایه در گردش می‌باشد. همچنین بین رشد فروش واقلام تعهدی رابطه معکوس وبین اقلام تعهدی موجودی کالا وکاهش ارزش موجودی کالا رابطه معکوس وجود دارد. اما بین خطای تخمین اقلام تعهدی وپایداری اقلام تعهدی رابطه‌ای معنی‌دار یافت نشد.

 

قا‌‌‌ئمی ‌و محسنی (۱۳۹۳)آثارمدیریت درآمد بر رشد شرکت را بررسی قرار دادند. وسنجش جدیدی برای تعیین میزان رشد شرکت‌ها بر پایه نسبت‌های مبتنی بردرآمد حاصل از فروش (درآمد محور) ‌و نسبت‌های هزینه‌ای (هزینه محور)می‌باشد.همچنین، این مقاله به بررسی مشارکت عوامل تعیین کننده مالی مربوط به رشد شرکت می‌پردازد که این موضوع موجب بهبود کیفیت در برآورد الگوهای رشد گردیده و در نتیجه تصویر کاملی از چگونگی رشد شرکت‌ها ارائه می‌دهد.‌ونتایج نشان دهنده رابطه مثبت بین رشد شرکت و نسبت‌های درآمد محور وهزینه محور ورابطه مثبت بین رشد شرکت ‌و نسبت‌های مبتنی بر هزینه و درآمد حاصل از فروش برای شرکت‌های با رشد بالا می‌باشد.

 

۲-۱۷٫خلاصه فصل

 

این فصل در دو بخش ارائه می‌شود.که در بخش اول ادبیات موضوع ومبانی نظری ابتدا اقلام‌تعهدی و انواع آن وسپس بازده سهام وجریان نقدی عملیاتی ‌و در‌آخر رشد شرکت مطرح می‌شود و در بخش دوم تحت عنوان (پیشینه تحقیق) سوابق تحقیقات خارجی ‌و داخلی مرتبط با این موضوع ارائه می‌گردد.

 

فصل سوم

 

روش تحقیق

 

۳-۱٫مقدمه

 

در این فصل، ابتدا روش تحقیق ذکر خواهد شد. در ادامه، جامعه آماری، نمونه آماری، فرضیات تحقیق ومبانی نظری آن‌ ها آورده شده وسپس طریقه استخراج مدل‌های تحقیق شرح داده خواهد شد. مدل‌های تحقیق، متغیرهای اصلی و متغیرهای کنترلی تحقیق ، روش آزمون فرضیات و آزمون مدل‌های تحقیق ونیز روش گردآوری اطلاعات،دیگر بخش‌های تشکیل دهنده این فصل می‌باشد.

 

۳-۲٫روش تحقیق

 

این تحقیق از لحاظ همبستگی و روش‌شناسی از نوع شبه تجربی و در حوزه تحقیقات پس‌رویدادی و اثباتی حسابداری قرار دارد. این تحقیق با بهره گرفتن از اطلاعات واقعی صورت می‌گیرد وچون می‌تواند در فرایند استفاده از اطلاعات کاربرد داشته باشد، لذا نوعی تحقیق کاربردی محسوب می‌شود. روش پس‌رویدادی روشی است که در آن تحقیق با بهره گرفتن از اطلاعات گذشته و مطالعه روابط گذشته متغیر وابسته ومتغیرهای مستقل به بررسی روابط بین آن‌ ها می‌پردازد. به عبارت دیگر روش پس‌رویدادی روشی است است که از روی اطلاعات گذشته و از روی معلول، به یافتن علت احتمالی می‌پردازد. اطلاعات موردنیاز این تحقیق ، بامطالعه صورت‌های مالی و یادداشت‌های همراه صورت‌های مالی جمع‌ آوری شده است.جمع‌ آوری داده ها بااستفاده ازنرافزار پایگاه داده‌ای تدبیرپرداز و برداشت مستقیم آن‌ ها از صورت‌های مالی صورت گرفته است. صورت‌های مالی شرکت‌ها نیز از وب سایت سازمان بورس و اوراق بهادار تهران استخراج ‌کرده‌است. جهت آزمون فرضیه‌های تحقیق ،پس از انتخاب شرکت‌های نمونه و جمع‌ آوری اطلاعات مربوطه، این اطلاعات با بهره گرفتن از نرم‌افزار صفحه گسترده اکسل پردازش شده وسپس با بهره گرفتن از نرم‌افزار Eviews8 اقدام به آزمون فرضیه‌ها گردیده است.مدل‌های مورد استفاده در این تحقیق نیز از نوع رگرسیون خطی چندمتغیره هستند.

 

۳-۳٫جامعه ‌آماری

 

جامعه آماری عبارت است از کلیه عناصر و افرادی که در یک مقیاس جغرافیایی( جهانی یا منطقه‌ای) دارای یک یا چند صفت مشترک باشند(حافظ نیا، ۱۳۸۷، ص ۱۱۹ )جامعه آماری این تحقیق کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد که از سال ۱۳۸۲ تا سال ۱۳۹۱ در بورس فعال بوده‌اند.

 

۳-۴٫ نمونه آماری

 

نمونه آماری عبارت است از تعداد محدودی از آحاد جامعه آماری که بیان کننده ویژگی‌های اصلی جامعه باشد(عادل آذر،۱۳۸۷). نمونه مورد استفاده در این تحقیق با بهره گرفتن از روش حذفی انتخاب شده است. ‌بنابرین‏ شرکت‌ها باید ویژگی‌های زیر را داشته باشد تا عضو نمونه منظور شوند.

 

۱‌-‌ سال مالی شرکت‌ها منتهی به پایان اسفند باشد و در دوره مورد نظر تغییر سال مالی وفعالیت نداده باشند

 

۲‌-‌ شرکت‌های عضو نمونه تا قبل از اسفند سال ۱۳۸۲ در بورس تهران پذیرفته شده باشند .

 

۳‌-‌ شرکت‌ها نباید جزء گروه‌های صنعت واسطه‌گری مالی مانند بیمه وبانک باشند . زیرا ماهیت فعالیت این گونه از شرکت‌ها متفاوت از سایرین می‌باشد.

 

۴- شرکت‌ها نباید از اعضای هلدینگ گروه‌های صنایع باشند زیرا سود ‌و بازدهی این گونه از شرکت‌ها تابع سایر شرکت‌های عضو هر یک از گروه‌های صنایع می‌باشد.

 

۵‌-‌ اطلاعات مورد نیاز برای هریک از شرکت‌های انتخابی در دسترس باشد.

 

پس از حذف شرکت‌های فاقد شرایط مذکور ،تعداد شرکت­های مورد بررسی قرار گرفته در مدل اول این تحقیق ۱۰۱ شرکت و تعداد سال – شرکت مورد مشاهده برابر ۱۰۱۰ بوده است . پس از حذف داده ­های پرت تعداد مشاهداتی که مورد آزمون قرار گرفتند به ۹۹۱ مشاهده رسیدند. همچنین تعداد شرکت­های مورد بررسی در مدل دوم نیز ۱۰۱ شرکت و تعداد سال – شرکت مورد مشاهده برابر ۹۰۹ مشاهده می­گردد. تعداد مشاهدات برای آزمون این مدل نیز پس از حذف داده ­های پرت به ۸۸۹ مشاهده رسیدند.

 

۳-۵٫ فرضیه‌های تحقیق ومبانی نظری آن‌ ها

 

فرضیه عبارت است از ، حدس و گمان اندیشمندانه درباره‌ ماهیت وچگونگی روابط بین پدیده‌ها ، اشیاء ومتغیرها، که محقق را در تشخیص نزدیک‌ترین و محتمل‌ترین راه برای کشف مجهول کمک می‌کند(حافظ نیا ، ۱۳۸۷ ، ۱۱۰)

 

در این پژوهش تاثیر اقلام تعهدی اختیاری بر بازده سهام وجریان‌های ‌نقدی عملیاتی آتی و همچنین تاثیر اقلام تعهدی اختیاری مثبت بر بازده سهام شرکت‌های با رشد بالا نسبت به شرکت‌های با رشد پایین مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

۳-۵-۱٫ بررسی تاثیر اقلام تعهدی اختیاری بر بازده سهام با توجه به رشد شرکت

 

به دلیل اهمیت سود شرکت برای استفاده کنندگان صورت‌های مالی،مدیریت سعی می‌کند مبلغ و نحوه ارائه سود شرکت را دستکاری کند. کلاگ[۱۷] (۱۹۹۱)دو انگیزه اصلی برای دستکاری سود(مدیریت سود)را یکی از تشویق سرمایه‌گذاران برای خرید سهام شرکت ودیگری افزایش ارزش بازار شرکت عنوان می‌کنند. یکی از روش‌های دستکاری سود شرکت، استفاده از اقلام تعهدی است زیرا حسابداری تعهدی حق انتخاب قابل توجهی به مدیران در تعیین سود در دوره های متفاوت اعطا می‌کند (دستگیر ،۱۳۸۹).

 

جونز[۱۸] (۱۹۹۱) تفاوتسودووجوهنقدحاصلازعملیاترابهعنوان اقلامتعهدیتعریفمی‌کندوآنرابهدوقسمتاقلامتعهدیاختیاریواقلامتعهدیغیراختیاری تقسیممی‌کند.

 

مهرانی (۱۳۹۰) بیان می‌کند که اقلام تعهدی اختیاری آن‌هایی هستند که مدیریت بر آن‌ ها کنترل داشته و می‌تواند آن‌ ها را به تأخیر بیندازد، حذف کند ویا ثبت و شناسایی آن‌ ها را تسریع کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:06:00 ق.ظ ]




 

        1. گروه حقوق اداری پژوهشکده حقوق عمومی و بین الملل در سال ۱۳۹۲ نشستی را در راستای آشنایی با این مفهوم صلاحیت‌های اختیاری، برگزار کرد. در نشست مذکور، بر دو موضوع به طور خاص تأکید شد: نخست: نظارت قضایی بر اشتباه مقام اداری؛ دوم: نظارت قضایی بر سوء استفاده از اختیارات مقام اداری. گزارش نشست مذکور با مشخصاتی ‌به این شرح منتشر شده است: سیدشهاب‌الدین موسوی‌زاده (تنظیم‌کننده)، «نظارت قضایی بر اعمال صلاحیت‌های اختیاری»، تهران، مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه [برای] پژوهشگاه قوه قضاییه، ۱۳۹۲٫ ↑

 

    1. طباطبائی مؤتمنی، منوچهر، همان، ص۴۵۵ ↑

 

    1. طباطبائی مؤتمنی، منوچهر، همان، ص۴۶۷ ↑

 

    1. باقری، احمد، رنگین کمان،فاطمه، “سوءاستفاده از حق”، نامه الهیات، ۱۳۸۸، شماره ۶ ↑

 

    1. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، جلد۳، چاپ سوم، تهران، گنج دانش،۱۳۸۶، شماره ۸۲۳۵ ↑

 

    1. منبع پیشین ص۲۳ ↑

 

    1. کاتوزیان،ناصر، «سوء استفاده از حق یا تقصیر در اجرای حق»،مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی(دانشگاه تهران) شماره۲۱،اسفند۱۳۵۸ ص۱۰۵ ↑

 

    1. همان صص۱۰۵-۱۰۶ ↑

 

    1. Illegality ↑

 

    1. Fairness ↑

 

    1. Procedural impropriety ↑

 

    1. انصاری،مسعود؛طاهری،محمدعلی. مجموعه دانشنامه حقوق،دانشنامه حقوق خصوصی،جلددوم،ص۸۳۴ ↑

 

    1. همان.جلددوم.برگرفته از صفحه۸۳۴ ↑

 

    1. منبع پیشین صفحه ۱۰۴ ↑

 

    1. باقری،احمد؛رنگین کمان،فاطمه. «سوءاستفاده از حق»،نامه الهیات،شماره ۶٫بهار۱۳۸۸٫صفحه۲۲ ↑

 

    1. ماده ۱۳۲ قانون مدنی فرانسه ↑

 

    1. جعفری لنگرودی،محمد جعفرهمان،شماره ۸۲۳۸ ↑

 

    1. طباطبائی مؤتمنی،منوچهر؛همانصص۴۶۶-۴۶۷ ↑

 

    1. Abuse of power ↑

 

    1. Deviation of power ↑

 

    1. کاشانی،سید محمود،نظریه تقلب نسبت به قانون، دانشگاه ملی ایران،۱۳۵۲،ص۲۲۶ ↑

 

    1. طباطبائی مؤتمنی، منوچهر، منبع پیشین ،صفحه ۴۶۷٫ ↑

 

    1. هداوند،مهدی؛حقوق اداری تطبیقی. جلد دوم،چاپ اول،تهران، وزین،۱۳۸۹ ↑

 

    1. هداوند،مهدی؛حقوق اداری تطبیقی همان جلد اول صص۱۶۵ ↑

 

    1. گزارش نشست نظارت قضایی بر اعمال صلاحیت‌های اختیاری گروه حقوق اداری پژوهشکده حقوق عمومی و بین الملل پژوهشگاه قوه قضاییه تهران ، ۱۳۹۲٫ ↑

 

    1. هداوند،مهدی؛حقوق اداری تطبیقی،منبع پیشین،صص۱۱۲-۱۱۳ ↑

 

    1. هداوند،مهدی؛حقوق اداری تطبیقی، همان جلد اول.ص ۱۶۹ ↑

 

    1. illégalité ↑

 

    1. گزارش نشست نظارت قضایی بر اعمال صلاحیت‌های اختیاری،همان

 

    1. طباطبائی مؤتمنی،منوچهر،همان، صص۴۶۶-۴۶۷ ↑

 

    1. گزارش نشست نظارت قضایی بر اعمال صلاحیت‌های اختیاری همان. ↑

 

    1. کاتوزیان،ناصر، سوء استفاده از حق یا تقصیر در اجرای حق،همان،صص ۱۰۷-۱۱۱ ↑

 

    1. همان ص ۱۱۱ ↑

 

    1. یعقوبی،مسلم،فرهنگ اصطلاحات حقوقی،فراگیرخردمندان،۱۳۸۸،ص۶۵ ↑

 

    1. همان ص۴۵ ↑

 

    1. بهرامی احمدی،حمید؛سوءاستفاده از حق،جنگل،۱۳۷۰،ص۱۱۰ ↑

 

    1. کاتوزیان،ناصر، سوء استفاده از حق یا تقصیر در اجرای حق،همان،ص۱۰۷ ↑

 

    1. همان.ص ۱۶۴ ↑

 

    1. همان،برگفته از صفحات ۱۹۸تا ۲۰۲ ↑

 

    1. همان برگرفته از ص ۱۷۸ ↑

 

    1. مانند حدیث منع فصل ماء(حدیث شفعه تحت شماره ۷۳،منع فصل ماء شماره ۷۴ مدارک لاضرر ذکر شده است) ↑

 

    1. کاتوزیان،ناصر، سوء استفاده از حق یا تقصیر در اجرای حق،همان ص۱۹۸ ↑

 

    1. منبع پیشین،صص۲۰۳و۲۰۴ ↑

 

    1. نجاب تخواه،مرتضی.مفهوم سوءاستفاده از اختیارات در نظام حقوقی کامن لا،حقوق و مصلحت،۱۳۸۵،شماره ۵٫ص۹۱ ↑

 

    1. همان.ص ۹۲ به نقل از طباطبائی مؤتمنی ↑

 

    1. قهرمانی،نصر الله، مطالعه تطبیقی چگونگی رفع تعارض اصل تسلیط با قاعده لاضرر،مجله کانون وکلا،۱۳۸۴ شماره۱۸۸و۱۸۹،ص ۱۱۸ ↑

 

    1. باقری،احمد؛رنگین کمان،فاطمه. همان،ص۱۹-۵۹ ↑

 

    1. کاتوزیان،ناصر، سوء استفاده از حق یا تقصیر در اجرای حق،همان، ص۱۱۲ ↑

 

    1. همان صفحه ۱۶۸ ↑

 

    1. نجابتخواه،مرتضی،همان،به نقل از(Ellis-Jones: 2001, 157) ↑

 

    1. همان نقل از(Groves, M. & Lee: 2007, 198)صص ۱۰۵-۱۰۶ ↑

 

    1. بهرامی احمدی،حمید،همان،ص۶۵ ↑

 

    1. تاجمیری،میرتیمور،فرهنگ عبارات و اشارات حقوقی،اراک، سیاره،۱۳۸۳،ص۱۹۴ به نقل از جعفری لنگرودی،محمدجعفر،مکتب های حقوقی اسلام.صص۱۳۱-۱۳۲ ↑

 

    1. باقری،احمد؛رنگین کمان،فاطمه،همان،به نقل از کافی جلد۵ص۲۹۲ ↑

 

    1. تاجمیری،میرتیمور،همان،برگرفته از صص ۱۹۲-۱۹۴ ↑

 

    1. محقق داماد، سید مصطفی،قواعد فقه بخش مدنی،چاپ بیست و هفتم،تهران،مرکز نشر علوم انسانی ،۱۳۸۹،ص۱۴۱ ↑

 

    1. بهرامی احمدی،حمید،همان،برگرفته از صص۸۲-۸۴ ↑

 

    1. مرعشی،سید محمد حسن،قاعده لاضرر،دادرسی، ۱۳۷۶،شماره ۴ص ۵ ↑

 

    1. همان صفحات ۴-۷ ↑

 

    1. تاجمیری،میرتیمور؛همان، صص۱۹۰-۱۹۳ ↑

 

    1. قهرمانی،نصر الله،همان،برگرفته از صص۴-۷ ↑

 

    1. مرعشی،سید محمد حسن،همان، ص ۲٫ ↑

 

    1. همان ص ۴ ↑

 

    1. محقق داماد،سید مصطفی، همان، صص۱۵۷-۱۶۰ ↑

 

    1. بهرامی احمدی،حمید، همان، ص۸۷ ↑

 

    1. همان،به نقل از امام خمینی،رسایل۱/۶۳ ↑

 

    1. محقق داماد،سید مصطفی، همان صص ۱۹۸ تا ۲۰۴ ↑

 

    1. کاتوزیان ناصر،قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی،چاپ نوزدهم،تهران،میزان،۱۳۸۹ ↑

 

    1. از جمله مواد ۱۲۲،۱۲۵،۱۳۹ و ۶۵ همچنین مواد ۹۴۵و۹۴۴ ↑

 

    1. هداوند، مهدی ؛ نشست علمی نظارت قضایی بر سوءاستفاده از اختیارات توسط مقام اداری ، ۱۳۹۳ ↑

 

    1. جعفری لنگرودی، محمد جعفر؛مبسوط در ترمینولوژی حقوق شماره ۷۴۵و۷۴۶،جلد اول انتشارات گنج دانش چاپ سوم۱۳۸۶ ↑

 

    1. هداوند،مهدی نشست علمی نظارت قضایی بر سوءاستفاده از اختیارات توسط مقام اداری ، ۱۳۹۳ ↑

 

    1. کاشانی،سید محمود،همان،صص ۵۳-۵۴ ↑

 

    1. همان ،صفحه ۳۹ ↑

 

    1. جعفری لنگرودی، محمد جعفر،همان،شماره ۶۵۲۵ ↑

 

    1. کاشانی،سید محمود،همان،ص ۴۰ ↑

 

    1. همان ،ص ۵۵به نقل از Habilete premise,p59 ویدال ↑

 

    1. قنواتی،جلیل؛جاور،حسین؛ مطالعه تطبیقی سوء عرضه قابل تعقیب در حقوق انگلیس، ایران و فقه امامیه،مدرس علوم انسانی،۱۳۸۵،شماره۴۷،صص۱۶۹-۱۷۱ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 07:39:00 ق.ظ ]




 

این دسته از صاحب نظران مباحث خود را تحت عناوینی همچون خود رهبری، مدیریت برخود، مدیریت شخصی و مدیریت بعد داخلی ارائه نموده اند.

 

      1. خود رهبری مجموعه ای وسیع از استراتژی ها است که بر رفتارها، افکار و احساسات – که ما از طریق آ نها برخود اعمال نفوذ می‌کنیم – تمرکز می‌کند. خود رهبری آن چیزی است که فرد انجام می‌دهد تا خود رهبری کند. خود رهبری نفوذی است که ما برخود اعمال می‌کنیم تا رفتار و فکر خود را کنترل کنیم و بویژه عملکرد خود را افزایش دهیم.

 

    1. هر کس در حدی خودرهبری را تمرین می‌کند اما هر کس یک خود رهبر مؤثر نیست.

 

    1. خود رهبری مؤثر قابل یادگیری است.

 

    1. خود رهبری به مدیران و سایر کارکنان – یعنی هرکس که کار می‌کند – مربوط است.

 

    1. مدیریت برخود به معنای اعمال کنترل مثبت بر زندگی خویشتن، از طریق مشاهده ی عملکرد خود می‌باشد. مشاهده ی عملکرد خود به معنای شناسایی تمام رفتارهایی که می توانید انتخاب کنید و آن چه انجام می دهید و انجام کاری که از آن لذت می برید، به منظور ایجاد تعادل و تغییر در سایر ابعاد رفتار خود یعنی احساس، تفکر و پاسخ فیزیولوژیک می‌باشد.مدیریت برخود به معنای مدیریت ابعاد پنج گانه خود – فیزیکی، شناختی، احساسی، حسی عصبی و هوشیاری – به منظور ایجاد تعادل و تکامل در آن ها می‌باشد تا از این طریق بتوان به رشد، پیشرفت، موفقیت و رضایت رسید.

 

    1. مدیریت برخود مستلزم پاسخ به سؤالات زیر می‌باشد:

 

    1. توان مندیهای من کدامند؟

 

    1. روش کار من چگونه است؟

 

    1. ارزش های من کدام است؟

 

    1. کمک های من به سازمان چه باید باشد؟

 

    1. آیا مسئولیت برقراری ارتباط با دیگران را پذیرفته ام؟

 

      1. آیا برای بهره برداری از نیمه ی دوم زندگی کاری خود برنامه ریزی کرده ام؟

 

    1. مدیریت شخصی مستلزم مهارت های چهار گانه ی زیر می‌باشد:

 

    1. خود آگاهی؛

 

    1. تعیین اهداف و اولویت ها؛

 

    1. مدیریت زمان؛

 

  1. مدیریت استرس.

ممدمد

 

مدیریت استرس

 

علامت

 

مدیریت زمان

 

تعیین اهداف واولویت ها

 

خود آگاهی

 

مشکل

 

مدل شماره ی ۲-۲: سلسله مراتب مهارت های مدیریت شخصی

 

مهم ترین و ابتدایی ترین گام در مدیریت شخصی، خود آگاهی می‌باشد زیرا ‌بر اساس آن به اهداف و اولویت های متوازن دست یافته و در نتیجه در مدیریت زمان و مدیریت استرس هم موفق خواهیم بود؛ لذا خود آگاهی – شناخت خود – کلید حل مسائل می‌باشد.

 

    1. مدیریت برخود مربوط است به دانش ما درمورد چگونگی مدیریت خودمان، به منظور حداکثر سازی بهره وری که شامل ارزیابی شخصی از اهداف و مقاصد شغل، اولویت ها در بین وظایف، دانش ‌در مورد بهترین ابزار های تحقق اهداف نهایی و دانش ‌در مورد آن چه در ما ایجاد انگیزه می‌کند، می‌باشد. به عنوان مثال، هنگامی که اِستکی پس از ارتقای شغلی، خود را وادار به تفکر نمود، مهارت های خود مدیریتی عالی داشت با وجود این، او کمتر توانست از عهده ی پیچیدگی های دیگران، ساست ها و محیط کاری برآید. دانش ‌در مورد انگیزش شخصی و سایر جنبه‌های سبک مدیریت فردی یک بخش از بصیرت واقعی است.

 

    1. مدیریت برخود شامل برنامه ریزی زمان، توجه به تأثیرات اولیه رفتار و خود ارزیابی می‌باشد.

 

    1. مدیریت برخود به معنای کسب کنترل بر روی تصمیمات، مشکلات، استرس و زمان می‌باشد. تصمیم گیری، حل مشکل، مدیریت استرس و زمان همه در ارتباط با تعیین اولویت ها است.

 

  1. مدیریت برخود مستلزم یادگیری مداوم، انرژی زیاد، احساس ارزش زیاد، خوب زیستن از لحاظ فیزیکی و جسمی، استقلال زیاد، روابط بالنده و توفیق فزآینده می‌باشد.(رضایی زاده ، ۱۳۸۵،ص ۵۶-۵۸)

۴-۴-۲-۲رویکرد جامع نگر

 

برخی اندیشمندان همچون کاوالری، فیرون، کوک، دهرتی و هرن بر تعامل و و ‌ارتباط نزدیک زندگی شخصی با زندگی کاری تأکید داشته و معتقدند که مدیران در هر زمان و هر مکان در حال انجام وظیفه اندک چه سر کار باشند یا در حال بازی یا این که در خانه یا در اداره باشند. تفکر جداسازی زندگی شخصی از زندگی شغلی کارکنان و مدیران از مد خارج شده است، بر اساس این رویکرد، ضروری است که به تمام ابعاد و جنبه‌های زندگی مدیران در ارتباط با خانواده، دوستان، جامعه، ذهنی، روحی، حالت های خلاق، تناسب اندام، تغذیه و خواب مناسب (کاوالری )؛ مادی، فیزیکی، احساسی، حرفه ای، روحی معنوی و اجتماعی ( دهرتی ) توجه نمود.

 

‌بنابرین‏ دیدگاه، بهتر است مدیران به تمام ابعاد و زوایای زندگی شخصی خود از طریق تهیه ی برنامه ی زندگی خود توجه نموده و آن را مدیریت نمایند:

 

  1. مدیریت بعد داخلی خود به معنای توجه به بعد ذهنی، معنوی و حالت های اخلاق خویش و همچنین تناسب اندام، خوردن و خوابیدن در حد مناسب به منظور حداکثر سازی رشد، توسعه و موفقیت است.

مواردی که در ادبیات مدیریت در زمینه ی بعد داخلی مدیریت بیان می شود مثل معنویت، روح، خلاقیت، عکس العمل عمیق و توسعه ی بصیرت ما را به رویکرد توجه به مدیر کامل هدایت می‌کند؛ یعنی مدیر به عنوان یک موجود کامل روحی – روانی مورد توجه قرار می‌گیرد، نه فقط یک موجود سازمانی. دستیابی به مدیریت درونی مستلزم آگاهی درونی از سه بعد فیزیکی، ذهنی و روحی می‌باشد.

 

  1. خود مدیریتی در کار به معنای مدیریت مسیر شغلی و مدیریت استرس است مدیریت مسیر شغلی، مستلزم بر خویش، ارزش ها و لایق خود را تعیین کنید. لذا برنامه ریزی مسیر شغلی باید در متن کل زندگی شما باشد. برنامه ریزی زندگی عبارت است از استفاده از فرصت ها ‌در مورد این که چه ترکیبی از جنبه‌های مختلف زندگی بیشتر با ارزش ها و آرزوهای شما متناسب است. برخی بر مسیر شغلی و کار بیشتر از سایر موارد تأکید دارند و برخی دیگر بر خانواده، توسعه ی روحی، فعالیت های تفریحی، زندگی اجتماعی، تعلیم و تربیت و توسعه ی شخصی تأکید دارند و برخی معتقد به ایجاد توازن و تعادل نسبی بین آن ها می‌باشند.

۳- مدیریت توسعه ی شخصی به معنای برنامه ریزی زندگی و برنامه ریزی مسیر شغلی و نحوه ی تعامل این دو با یکدیگر نامه ریزی زندگی می‌باشد زیرا برای فهم این که شما در چه نوع شغلی خشنود خواهید بود، باید اولویت های زندگی بر اساس نقشه ی توسعه ی شخصی است. برنامه ریزی زندگی خود مستلزم صحبت یا تفکر ‌در مورد موضوعات هفت گانه ی زیر می‌باشد:

 

    1. مادی، شامل پول و دارایی؛

 

    1. فیزیکی، شامل سلامتی و تناسب؛

 

    1. احساسی، شامل تفریح و هیجان؛

 

    1. ذهنی،شامل هوش و یادگیری؛

 

    1. حرفه ای، شامی مشاغل و مسیرهای شغلی؛

 

    1. معنوی، شامل ارزش ها و عقاید؛

 

  1. اجتماعی، شامل دوستان و خانواده؛

برنامه ریزی مسیر شغلی خود مستلزم پاسخ به سؤالات زیر است:

 

    1. من چه کسی هستم؟

 

    1. چه چیزی مرا ترقیب می‌کند؟

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:23:00 ق.ظ ]




 

حقوق ‌دانان در پاسخ ‌به این سؤالات و به­ ویژه ‌در مورد ارزیابی اعتبار شرط بر معاهدات بین ­المللی حقوق بشر دیدگاه های مختلفی ابراز نموده ­اند. اختلاف­نظر دولت‌ها نیز در این زمینه به نوعی سردرگمی در رویه و عملکرد آن ها منجر شده است.

 

بدین ترتیب به­نظر می­رسد نظام حقوقی کنوانسیون وین ۱۹۶۹ حداقل درخصوص حق شرط بر معاهدات بین ­المللی حقوق بشر با چالشی جدی روبرو شده است.[۳۲]

 

گفتارپنجم: زمان استفاده از حق شرط

 

حق شرط ممکن است در مراحل گوناگون انعقاد معاهده و یا در زمان صدور اعلامیۀ جانشینی انشا و اعلام گردد. ماده ۱۹ عهدنامه­های حقوق معاهدات گویای این نکته است که اصولاً هر کشور یا سازمان بین ­المللی می ­تواند به هنگام امضاء، تصویب، پذیرش، تصدیق یا الحاق به یک معاهده بر آن حق شرط وارد کند.

 

۱-۴: حق شرط در زمان امضاء عهدنامه

 

استفاده از حق شرط در زمان امضای عهدنامه بهترین موقع آن است و مشکلات ناشی از آن بسیار کم خواهد بود. زیرا اعلام شرط در چنین موقعی موجب می­ شود تا کشورهای متعاقد درخصوص مقررات مورد سلیقه خود حق انتخاب داشته باشند. آن ها می ­توانند درباره شروط اعلام شده تعمق کنند و محدودیتی را که به عهدنامه وارد می­ شود مدنظر قرار دهند و آن شروط را پذیرفته و یا رد نمایند. بعلاوه کشورهای شرکت کننده در عهدنامه از اختلاف یا تباین افکار و نظرات خود ‌در مورد بعضی از مقررات عهدنامه که مورد قبول کشور اقامه کنند شرط قرار نگرفته فوراً آگاه شده و بعداً به فریب و اشتباه دچار نمی­شوند. همچنین اگر آنان تشخیص دهند که اقامۀ شرط موجب خدشه­دار شدن عهدنامه گردیده و دیگر متضمن نفعی برای ایشان نیست و یا شرط مذکور باعث تحریف هدف اولیه از انعقاد معاهده گشته و آن را از مسیر اصلی خود دور می­سازد، می‌توانند از امضای آن خودداری کرده و یا به نوبۀ خود شرطی را اعلام دارند.[۳۳]

 

۲-۴: حق شرط در زمان تصویب، تصدیق یا الحاق به معاهده

 

حق شرط به هنگام تصویب یا تصدیق معاهده یا الحاق به آن، مشکلات بیشماری را به دنبال دارد، زیرا آیین تصویب یا تصدیق و یا الحاق، مرحلۀ التزام قطعی و نهایی به معاهده است و هر طرف معاهده، آن را مستقلاً و جداگانه انجام می­دهد.

 

در نتیجه اگر حق شرط در این مرحله انشا و اعلام گردد، سایر طرفها در جریان آن نبوده و از آن آگاهی ندارند تا بتوانند در مقابل آن موضع­گیری نمایند. به بیان دیگر، چنین حق شرطی موجب می­گردد تا عضو جدیدی در معاهده وارد شود و سایر طرفها در برابر یک تصمیم قطعی قرار گیرند. در واقع هر معاهده­ای در مرحلۀ تصویب یا تصدیق و یا الحاق می ­تواند توسط هر طرف مورد پذیرش قرار گیرد و یا رد شود و در نتیجه راه حل سومی که همان تحدید یا تعیین تعهدات باشد، وجود ندارند و این برای سایر طرفهای معاهده مشکلات بسیاری ایجاد می­ کند. با وجود این همان‌ طور که گفته شد عهدنامه­های حقوق معاهدات، انشاء و اعمال حق شرط را به هنگام التزام قطعی نسبت به معاهده به رسمیت شناخته است.[۳۴]

 

۳-۴: حق شرط در مرحلۀ صدور اعلامیۀ جانشینی کشورها

 

به موجب ماده ۲۰ عهدنامۀ وین در زمینه جانشینی کشورها بر معاهدات، هر کشور تازه استقلال یافته می ­تواند در زمان صدور اعلامیۀ جانشینی، حق شرطهای کشور پیشین را بر معاهدات چندجانبه نپذیرد یا حق شرط دیگری در همان موضوع به عنوان حق شرط اعمال کند و یا چنانچه کشور پیشین بر معاهدات چندجانبه حق شرطی اعمال نکرده باشد، با رعایت نظام حق شرط بر معاهدات (مقرر در عهدنامۀ وین) حق شرط جدیدی اعمال کند.[۳۵]

 

گفتار ششم: حق شرط بر انواع معاهدات

 

۱-۵: حق شرط بر معاهدات دوجانبه

 

معاهده دوجانبه چون ماهیت طرفینی دارد و قاعدتاً بین حقوق و تکالیف متعاهدین نوعی تعادل و هماهنگی موجود است، ظاهراًً قید و شرط، خلاف طبیعت این نوع معاهدات است. به عبارت دیگر چون مزایا و منافعی که هر یک از متعاهدین از معاهده بهره­مند می­شوند با تکالیفی که به موجب آن بر عهدۀ آن­ها تحمیل می­ شود، به طرفینی معاهده تلقی می­ شود. حتی برخی از حقوق ‌دانان تصویب مشروط این­گونه معاهدات را به معنی امتناع از تأیید متن فعلی و پیشنهاد برای انجام مذاکرات جدید بین دو دولت تلقی ‌می‌کنند. ‌بنابرین‏ هیچ قید و شرطی در معاهدات دوجانبه که از طرف یکی از ‌دولت‌های‌ متعاهد افزوده شود، معتبر نخواهد بود، مگر آنکه دولت دیگر به­ طور صریح آن را بپذیرد.[۳۶]

 

از طرفی اگر یک طرف معاهده دوجانبه به هنگام امضا یا تصویب معاهده حق شرط قائل شود دو طرف مقابل سکوت کند، حق شرط فاقد اثر حقوقی است. نمونه آن، معاهده منعقده میان ایالات متحدۀ آمریکا و کانادا ‌در مورد بهره ­برداری از رودخانه نیاگارا(تولید برق) است که سنای آمریکا به هنگام تصویب معاهده، در آن قائل به حق شرط شد و کانادا اعتراض ننمود. دیوان عالی فدرال آمریکا در این قضیه (دعوی ادارۀ برق نیویورک علیه کمسیون انرژی فدرال آمریکا) در رابطه با حق شرط اعمال شده در معاهده توسط آمریکا اعلام نمود که حق شرط فاقد اثر حقوقی است. عهدنامه­های حقوق معاهدات در این­باره سکوت کرده ­اند.[۳۷]

 

۲-۵: حق شرط بر معاهدات چندجانبه

 

حق شرط بر معاهدات چندجانبه قانون ساز و معاهداتی که دربردارندۀ قاعده آمرۀ بین ­المللی هستند، جای تردید و تأمل است، زیرا چنین عملی با هدف و موضوع اینگونه معاهدات در ناهماهنگی محض است و این همان نظری است که عهدنامه­های حقوق معاهدات (بندج ماده ۱۹) دارند، بدون آنکه عدم مغایرت حق شرط با هدف و موضوع معاهده را منحصر به معاهدات مذکور نمایند. در مقابل انشای حق شرط بر معاهدات چندجانبه قراردادی یا خاص مناسب و روا ‌می‌باشد. امروزه در مجموع، حق شرط بر معاهدات چندجانبه (اعم از قانون ساز یا قراردادی) تحت شرایطی پذیرفته شده­است.[۳۸]

 

گفتار هفتم: معاهدات حقوق بشری

 

۱-۶: تعریف معاهدۀ بین ­المللی

 

معاهدۀ بین ­المللی به عنوان مهمترین منبع حقوق بین ­الملل، فعالیت کشورها و سایر تابعان حقوق بین ­الملل را در صحنۀ بین ­المللی شکل می­دهد و تجلی بنیادین زیست بین ­المللی است.

 

از سوی دیگر، معاهده هر چند نماد رسمی اقتدار دولتی یا سازمانی (سازمان بین ­المللی) است، اما باعث محدود شدن این اقتدار نیز می­ شود. در نتیجه، معاهده عمل حقوقی عادی است که به وسیله تابعان حقوق بین ­الملل صورت ‌می‌گیرد و ضمن بیان اقتدار آن ها، آن اقتدار را محدود می­ کند و صلاحیت­های آن ها را به منصه­ظهور می­رساند.

 

برای نیل به یک تعریف کامل از معاهده، باید ابتدا دیدگاه عرف بین ­المللی و سپس دیدگاه عهدنامه­های وین را مورد بررسی قرار داد و آنگاه تعریف جامعی از معاهده به­عمل آورد.

 

واژه treaty در لغت به معنای پیمان، معاهده، عهدنامه و میثاق که قراردادی است بین دو یا چند کشور (دولت) مستقل برای رفاه مشترک، و یا قرارداد یا توافقی بین دو یا چند دولت یا قدرت حاکم در هر کدام از دول ذیربط است.[۳۹]

 

۲-۶ : معاهده از دیدگاه عرف بین ­المللی

 

معاهده از دیدگاه عرف بین ­المللی عبارت است از هر گونه توافق منعقده میان تابعان حقوق بین ­المللی به منظور حصول آثار حقوقی معینی طبق مقررات حقوق بین ­الملل.[۴۰] معاهده از دیدگاه عهدنامه وین

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ق.ظ ]




 

۲-۲-۳- عدم اطمینان محیطی

 

در دنیای کنونی نمی توان نقش اطلاعات را نادیده گرفت و شاید بتوان گفت امروزه مهمترین کالایی که نقش اساسی را در تخصیص منابع اقتصادی را ایفا می کند، اطلاعات مالی است. این اطلاعات با توجه به نیازهای استفاده کنندگان، راهنمای مفیدی برای تصمیم گیری های اقتصادی است. ‌در مورد هر تصمیم اقتصادی که در یک واحد تجاری (بنگاه اقتصادی) گرفته می شود، اگر چنانچه شرایط محیطی حاکم بر آن بنگاه را نادیده بگیریم، در این صورت ما باید انتظار رخ دادن خطا در آن تصمیم را داشته باشیم. تصمیمات صحیح اقتصادی موجب بهینه نمودن تخصیص منابع می‌گردند، یعنی یک تصمیم صحیح اقتصادی با حفظ اثربخشی، موجب می‌گردد در حداقل زمان حداکثر بازده را از یک منبع به دست آوریم. ‌بنابرین‏، نادیده گرفتن عامل مهمی تحت عنوان محیط، می‌تواند منجر به هدر رفتن منابع گردد (سدیدی و ابراهیمی درده، ۱۳۹۰).

 

یکی از ویژگی های بارز هر محیط اقتصادی، عدم اطمینان محیطی می‌باشد و تصمیمات درست و عقلایی بر مبنای اطلاعاتی گرفته می شود که ریسک و شرایط اطمینان را تشریح کند و یا حداقل به شناخت آن کمک نماید و در واقع آن چه که در محیط واقعی امروزی ما وجود دارد این است که ما شاید فقط در خلاء، یک محیط با اطمینان کامل داشته باشیم و محیط پیرامون ما یک محیط همراه با عدم اطمینان است. ‌بنابرین‏، لازم است که ما واژه عدم اطمینان و تاثیر آن را بر اطلاعاتی که بر اساس آن ها تصمیم گیری می‌کنیم را بیشتر بشناسیم (همان منبع).

 

از آنجا که سیستم حسابداری یک سیستم اطلاعاتی باز است یعنی هم از محیط تأثیر می پذیرد و هم بر محیط تأثیر می‌گذارد ‌بنابرین‏، نوسانات محیطی ممکن است داده ها و اطلاعاتی که از واحدهای تجاری منتشر می شود، را تحت تأثیر قرار دهد. مدیران برای اینکه اثر این نوسانات را خنثی نمایند و گزارشات را در راستای اهداف خود به بیرون منتشر نمایند، از اختیار خود استفاده می نمایند و در تعاملی که بین فرایندگزارشگری مالی و محیط خارج از سازمان وجود دارد، مدیران ممکن است برای دستیابی به اهداف خاص سازمانی یا منافع شخصی روش های حسابداری خاصی را برای گزارشگری مالی انتخاب نمایند و از این طریق بعضی از اقلام صورت های مالی را در راستای اهداف خود گزارش نمایند. چنگ وکسنر[۲۶] (۱۹۹۷) بیان داشتند چون مدیران انعطاف پذیری و اختیار برای ‌پاسخ‌گویی‌ به محیط سازمانی شان را دارند ‌بنابرین‏، وقتی با عدم اطمینان محیطی مواجه می‌شوند آن ها می‌توانند استراتژی های مختلفی را به کارگیرند. ‌بنابرین‏ انتخاب استراتژی توسط مدیران زمینه ای را که سازمان در آن فعالیت می‌کند را در بر می‌گیرد. اگرچه سازمان با توجه به ماهیت محیطی خود محدود می‌گردد ولی مدیران فرصت هایی را برای پاسخ به اندازه عدم اطمینان محیطی اطراف خود ایجاد می نمایند. واکنش های مدیریت به نوسانات محیطی در راستای جلب نظر سرمایه گذاران می‌باشد. سرمایه گذاران برای تصمیم گیری ‌در مورد سرمایه گذاری های خود، توجه خاصی به عملکرد مدیریت دارند و صورت سود و زیان از طریق گزارش سود دوره، مبنای مناسبی را برای ارزیابی عملکرد مدیریت فراهم می کند. ساختار سود حسابداری منتج شده از صورت سود و زیان از دو قسمت تشکیل شده است؛ قسمت نقدی و قسمت تعهدی سود. قسمت نقدی سود، آن قسمت از درآمدها و هزینه هاست که همزمان با دریافت یا پرداخت وجه نقد در سودها شناسایی می‌شوند و قسمت تعهدی سود، درآمدها یا هزینه هایی هستند که قبل از دریافت یا پرداخت وجه نقد در سودها شناسایی می‌شوند (دیپانکرقش و لوری السن[۲۷] ، ۲۰۰۹).

اقلام تعهدی قابل تفکیک به دو جزء اختیاری و غیراختیاری می‌باشد. اقلام تعهدی غیراختیاری به وسیله مقررات، سازمان ها و دیگر عوامل خارجی محدود هستند و اقلام تعهدی اختیاری، قابل اعمال نظر توسط مدیریت هستند (سدیدی و ابراهیمی درده، ۱۳۹۰).

 

عدم اطمینان نقطه مقابل اطمینان است. وقتی که گفته می شود «اطمینان داریم» ‌به این معنا است که شرایط برای یک حادثه معین کاملاً قابل پیش‌بینی است. اما وقتی که یک تصمیم گیرنده دانش و اطلاعات کامل و یا فهم دقیقی از تصمیم پیشنهادی و یا نتایج احتمالی آن ندارد، گفته می شود در شرایط «عدم اطمینان» به سر می‌برد (رجوعی، ۱۳۹۱، ص۱۰-۱۱).

 

دو نوع اصلی عدم اطمینان وجود دارد:

 

• عدم اطمینانی که حاصل شانس است مثل پرتاب سکه

 

• عدم اطمینانی که ناشی از شرایط یک مشکل و قضاوت ‌در مورد آن است. وقتی که از عدم اطمینان در تصمیمات استراتژیک سخن به میان می‌آید، منظور نوع دوم آن است (همان منبع، ص ۱۱).

 

تعاریف مختلفی در زمینه عدم اطمینان محیطی ارائه شده است مثلاً، اسلوکام[۲۸] (۱۹۷۵) بیان می‌کند، عدم اطمینان محیطی یعنی نوعی ناتوانی در پیش‌بینی نتایج احتمالی یک تصمیم. چندلر بیان می‌کند، عدم اطمینان محیطی شرایطی است که سازمان ها بر اساس آن چارچوب خود را تنطیم می نمایند و ناشی از فاکتورهای محیطی سازمان است که مربوط به درجه ی تغییری است که فعالیت های محیطی مربوط به عملیات سازمان شامل، عدم پیش‌بینی مربوط به فعالیت های مشتریان، عرضه کنندگان، رقیبان و نهادهای قانونی را مشخص می کند )چیلد[۲۹]، ۱۹۷۲، دس و بیرد[۳۰] ، ۱۹۸۴).

 

عدم اطمینان محیطی به مثابه منشأ حوادث و روند های متغیری تعریف می شود که فرصت ها و تهدید هایی را برای سازمان خلق می‌کند (سدیدی، ۱۳۹۰).

 

عدم اطمینان محیطی عاملی تصادفی است که انتخاب شیوه عملکرد را تحت تاثیرقرار می‌دهد. عدم اطمینان به احساس افزایش تردید اشاره دارد . این تردید از طریق تغییر پذیری پیش‌بینی نشدنی ذاتی ایجاد
می شود(رجوعی، ۱۳۹۱).

 

۲-۲-۳-۱- استراتژی های کاهش عدم اطمینان

 

از دید واقع گرایان عدم اطمینان ویژگی جداناپذیر زندگی روزمره سازمان هاست که باید به طور ساده یاد بگیرند که چگونه با آن زندگی کنند. ‌بنابرین‏ بسیاری از صاحب‌نظران پیشنهاد می‌کنند که سازمان ها از تئوری بازی ها برای کاهش عدم اطمینان استفاده کنند. برخی از سازمان ها نیز از طرق مختلف از جمله خلاقیت و نوآوری اقدام به تولید اطمینان می‌کنند. این اقدامات معمولاً مطلوبیت ها و یا ارزش‌های مورد انتظار نامیده می‌شوند. برخی دیگر از صاحب‌نظران نیز پیشنهاد می‌کنند که سازمان ها بر اخذ تصمیمات کوتاه مدت تمرکز کنند (رجوعی، ۱۳۹۱).

 

با شکستن سناریوهای آینده به یک سری گام های کوچکتر، تصمیم گیرندگان می‌توانند تعداد تصمیمات بلندمدت را که دارای عدم اطمینان زیادی هستند، کم کنند (سایرت و مارچ[۳۱]، ۱۹۹۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 06:44:00 ب.ظ ]




 

با تشخیص تأثیر بالقوه مثبت والدین کودکان با ناتوانی یادگیری در زمان کودکان، متخصصان تا حد امکان والدین را در فرایند درمان شرکت می­ دهند. این عقیده که متخصصان خودشان را به عنوان تنها منبع تخصص و والدین را به عنوان دریافت کننده تخصص می­دانستند، دوام زیادی نداشت. امروزه بسیاری از متخصصان از الگوهای درمانی خانواده محور حمایت ‌می‌کنند. الگوهای درمانی خانواده محور مبتنی بر این دیدگاه هستند که با خانواده ­ها با عزت و احترام، به صورت اختصاصی، انعطاف­پذیر و با روش­های مؤثر رفتار شود (هالاهان و همکاران، ۲۰۰۵؛ ترجمه علیزاده و همکاران،۱۳۹۰).

 

اگرچه خانواده­های زیادی اذعان ‌می‌کنند که حضور کودک با ناتوانی­ یادگیری می ­تواند باعث سازگاری بهتر آن­ها شود و به صمیمیت خانواده بیافزاید اما ‌می‌توان گفت که حضور کودکی با ناتوانی یادگیری در هر خانواده­ای ساختار خانواده را تحت تأثیر قرار می­دهد و باعث به وجود آمدن مشکلاتی در آن خانواده می­ شود (کاندلر[۲۴]، ۱۹۹۰).

 

۲-۱-۶- مسائل و چالش­های مادران کودکان با ناتوانی­ های تحولی

 

وجود نوزادی با ناتوانی، مستلزم توجه طولانی مدت برای تغذیه، امور درمانی و مراقبت­های عمومی است که نقش تعیین کننده در زندگی کودک دارد. از این لحاظ وظیفه مادر که برقراری تعادل بین نقش مادر و همسر است، دچار آسیب می­ شود. پس از مدتی احساس خستگی می ­تواند تأثیر قابل ملاحظه­ای بر کیفیت رابطه زوجین داشته باشد. نگرانی والدین از آینده کودک با ناتوانی­­رشدی، ممکن است آنقدر شدت یابد که مانع از توجه منطقی و اصولی به وضعیت فعلی کودک و نیازهای او شود. این نگرانی شدید معمولاً نیروی والدین را هدر می­دهد و گاه سبب می­ شود که آنان نتوانند وظایف ضروری و مورد نیاز زندگی مشترک را برآورده سازند. اگر مشکل­های دیگری نیز وجود داشته باشد، این مشکلات تشدید خواهد شد و سبب سست شدن بنیاد و یکپارچگی خانواده می­ شود (سیف­نراقی و نادری، ۱۳۸۱).

 

پژوهش­های انجام شده در این زمینه نشان داده ­اند که مادران کودکان با ناتوانی­ های تحولی به شدت تحت فشار روانی و استرس قرار داشته و سطح افسردگی و اضطراب و همچنین سلامت عمومی و احساس تنهایی در آن­ها نسبت به مادران فاقد کودکان با نیازهای ویژه بالاتر است.

 

ازجمله پژهش موسوی­خطاط (۱۳۹۰) ‌در مورد ویژگی­های شناختی، روانی و اجتماعی والدین کودکان بیش از یک فرزند با نیازهای ویژه نشان داد سلامت مادران دارای کودکان با نیازهای ویژه در چهار بعد جسمانی، اضطراب، عامل اجتماعی و افسردگی از مادران کودکان عادی پایین­تر است. در همین رابطه ‌بنابرین‏، مادران به علت زمان کمی که به خود اختصاص می­ دهند آسیب­پذیرتر می­شوند.

 

از سوی دیگر افسردگی مادران کودکان با نیازهای ویژه بیشتر از سایرین است و باعث ناکارآمد شدن تعامل­های مادر-کودک و کاهش رشد کلامی می­گردد (پترسون و آلبرز[۲۵]، ۲۰۰۱).

 

در ارتباط با افسردگی در بین والدین کودکان با کم­توانی­ذهنی نیز مطالعه­ ای در امارات­ متحده عربی توسط خمیس (۲۰۰۷) انجام گرفت. در مطالعه­ ای که مک­کانکی[۲۶](۲۰۰۶) که ‌در مورد مادران کودکان سندرم داون انجام داد ‌به این نتیجه رسید که مادران این کودکان در معرض خطر بالای فشار روانی، سلامتی ضعیف­تر و روابط خانوادگی ضعیف شده قرار دارند.

 

مادران کودکان با کم­توانی­ذهنی دچار اختلالات روانی و احساسات منفی همچون احساس گناه و افسردگی بیشتری شده و تمایل به طرد کودک دارند (چاوشی، ۱۳۶۷).

 

همچنین ون­ریپر[۲۷] (۲۰۰۸) در مطالعه­ ای بر روی ۵۵ خانواده دارای کودک با کم­توانی­ذهنی ‌به این نتیجه رسید که والدین این کودکان در تمام زمینه­ ها، نسبت به گروه کنترل عوامل تنش­زای بیشتری را تجربه ‌می‌کنند.

 

۲-۲-پیشینه پژوهش

 

۲-۲-۱ پیشینه داخلی

 

علاقبند و همکاران (۱۳۹۰) در پژوهشی از نوع شبه­آزمایشی، نشان دادند که اثر مقابله درمانگری بر سلامت عمومی مادران دارای فرزند کم ­توان­ذهنی ژنتیکی و غیرژنتیکی یکسان است و سلامت عمومی مادران هر دو گروه را افزایش می­دهد، علائم جسمی و افسردگی مادران را کاهش می­دهد و خواب و کارکرد اجتماعی آن ها را بهبود می­بخشد.

 

موللی و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی توصیفی­تحلیلی روی ۸۸ مادر(۴۴ مادر کودک کم­شنوا و ۴۴ مادر کودک شنوا) تهرانی که به صورت خوشه­ای انتخاب شدند، نشان دادند که سلامت عمومی مادران کودکان کم­شنوا پایین­تر از مادران کودکان شنواست. همچنین میانگین امتیازهای علائم اضطراب، علائم افسردگی، علائم جسمانی و کارکرد اجتماعی مادران کودکان کم­شنوا بالاتر از مادران کودکان شنواست.

 

اکرمی، هداوند­خانی و داودی (۱۳۹۱) در پژوهشی مورد –شاهدی ۸۰ نفر از خواهران و برادران دانش‌آموزان با کم ­توان­ذهنی و ۸۳ نفر از خواهر و برادران دانش ­آموزان عادی با بهره گرفتن از روش نمونه‌گیری خوشه­ای چند مرحله­ ای به عنوان گروه نمونه انتخاب گردید و پرسنامه­های سلامت عمومی، عزت نفس و مهارت اجتماعی در اختیار آن ها قرار گرفت. نتایج به دست آمده از آزمون tمستقل، تفاوت معنی­داری بین خواهران دانش ­آموزان با کم ­توان­ذهنی در مهارت­ های اجتماعی نسبت به خواهران دانش‌آموزان عادی نشان داد، اما در سایر موارد تفاوت معنی­داری بین سایر گروه­ ها مشاهده نگردید.

 

صالحی، کوشکی و حق دوست (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان مقایسه سلامت عمومی، سبک‌های مقابله­ای و شادکامی مادران کودکان معلول جسمی حرکتی و سالم نشان دادند که تفاوت معنی­داری بین میزان سلامت عمومی و شادکامی دو گروه از مادران وجود دارد. و بین استفاده از سبک­های مقابله با بحران در دو گروه مادران تفاوت­های معنی­داری وجود دارد.

 

موللی و همکاران (۱۳۹۲) در پژوهشی با عنوان تأثیر درمانگری شناختی-رفتاری بر سلامت عمومی و نشانه­ های افسردگی مادران کودکان کم­شنوا نشان دادند که درمانگری شناختی-رفتاری به طور معنی‌دار، سلامت عمومی مادران کودکان کم­شنوا را افزایش و نشانه­ های افسردگی را در آن ها کاهش داده است.

 

ولی­زاده و همکاران (۱۳۸۹) در پژوهشی ۴۴ نفر از مادران کودکان کم ­توان­ذهنی را به صورت تصادفی انتخاب کردند. از این تعداد ۲۲ نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایش و ۲۲ نفر به همان شیوه در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش ۱۲ جلسه آموزش مهارت­ های مقابله را دریافت کردند؛ در حالی که گروه کنترل، هیچ مداخله­ای دریافت نکردند. نتایج به دست آمده نشان داد که آموزش مهارت­ های مقابله، سطح استرس ‌و ناامیدی مادران کودکان کم ­توان­ذهنی را به طور معنی­داری کاهش داده است.

 

شهرکی‌پور، کریم‌زاده و کرامتی (۱۳۸۸) در پژوهشی آزمایشی با عنوان بررسی اثر آموزش زندگی خانوادگی در کاهش تنیدگی والدینی مادران دارای کودکان اختلال یادگیری در خواندن و نوشتن ۶۰ نفر از مادران کودکان با اختلال یادگیری انتخاب کردند و در دو گروه آزمایشی و کنترل گمارش تصادفی شدند.کلیه مادران قبل و بعد از اجرای متغیر مستقل، ۳۴ سوال مربوط به تیدگی والد را در چهار زیرمقیاس افسردگی، احساس صلاحیت، انزوای اجتماعی و سلامت والدینی را تکمیل کردند. نتایج پژوهش نشان داد که با تغییر ادراک مادر از طریق محتوایی جهت آشنایی با اختلال یادگیری و ویژگی‌های آن می‌توان باعث کاهش تنیدگی، افسردگی، انزوای اجتماعی و بهبود احساس صلاحیت و سلامت روان مادران دارای کودک اختلال یادگیری شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:20:00 ب.ظ ]




 

        1. شاخص های به کار گرفته شده در اینجا جهت مفاهیم مفروض در تئوری بنیادین ممکن است خوب اندازه گیری نشده باشد برای مثال استفاده از روش دفتری به جای ارزش بازار در محسبه اهرم شاید عرصه خوبی برای شناساندن یک ضریب مستقیم برای محاسبات و پیش‌بینی ها نبا شد .

 

    1. چگونگی نا پایداری مدل‌های اقتصادی جهت قدرت تفسیر و پژوهش‌ها که به تازگی مشاهده شده است.

 

  1. سودمندی اصول بنیادین نظریه های کلاسیک مالی می‌تواند مورد تردید باشد چرا که در نتایج گزارش شده در پژوهش‌ها بر موضوع سودمندی ، اصول بنیادین محدودی وجود دارد.مسئله موجود در انجا یک ترکیب پیچیده از تبدیل مفاهیم نظری به مفاهیم قابل اندازه گیری و پیش‌بینی است .

کمبرز فریمن و کوچ ،۲۰۰۴، این پژوهش به بررسی تاثیر ریسک بر واکنش قیمت به سود غیر منتظره با ضریب واکنش سود می پردازد .آن ها استدلال می‌کنند که ممکن است ERC با ریسک نهایی افزایش یابد چرا که ریسک نهایی شرکت به شکل مثبت با حساسیت انتظارات از سود تقسیمی در اخبار ویژه شرکت مرتبط است. این پژوهش، نقش ریسک در شناختن روابط بین سود و بازده که به وسیله ایستن و زمیجوزکی ۱۹۸۹ و کولیتز و کو تاری ۱۹۸۹ با ترسیم اینکه ERC با افزایش ریسک سیستماتیک کاهش می‌یابد را بسط و گسترش داد. آن ها ریسک نهایی را به عنوان عدم قطعیت در خصوص سودهای تقسیمی آتی با سودهای آتی تعریف می‌کنند. اخبار ارزش شرکت باعث می شود سرمایه گذاران در انتظارات خود از سودهای آتی شرکت تجدید نظر کنند. این تجدید نظر باعث تغییر در قیمت های سهام خواهد شد تغییرات قیمت متناسب با اخبار ارزشی مربوط خواهد بود.که با افزایش ریسک این تغییرات با اهمیت خواهد شد .

 

بر این اساس ناپایداری قیمت سهام ،شاخصی برای ریسک نهایی در این پژوهش می‌باشد. در واقع این پژوهش به بررسی اینکه آیا تجدید نظر در قیمت که با سودهای دوره جاری مرتبط شده است کارکردی از ناپایداری قیمت سهم در دوره قبل است ، می پردازند. در این پژوهش تحلیل ها پس از کنترل ریسک سیستماتیک که به شکل منفی بر ERC مؤثر است صورت پذیرفت. آن ها بر اساس نتایج تحقیق دریافتند که یک ارتباط مثبت با اهمیت به لحاظ آماری بین ریسک نهایی و ضریب واکنش سود قرار دارد.نتایج این تحقیق پیشنهاد می‌کند تحقیقات بعدی مبتنی بر ERC بر اساس ارزش‌های مربوط می بایست ریسک نهایی را کنترل کند.برای مثال ۲ شرکت با الگوی حسابداری متفاوت ERC های متفاوتی دارند. زیرا آن ها ریسک نهایی متفاوتی دارند. چرا که هر شرکت الگوی حسابداری ارزشی مناسب خود را نسبت به دیگر شرکت‌ها به کار می‌برد.

 

بنیا مین بای هیبت اله سامی در سال ۲۰۰۴ در یک تحقیق تجربی ، تاثیر پذیری بدهی های بالقوه محیطی بر روی ضریب واکنش سود توسط بنیا مین بای و هیبت اله سامی مورد آزمون قرار گرفت . در این مطالعه آن ها با بررسی مفهوم بدهی های بالقوه محیطی آن هم بر اساس اطلاعات حسابداری به بزرگی و اهمیت رابطه آن با ضریب واکنش سود پرداختند و جهت بررسی این موضوع شرکت‌های نمونه را به ۲ طبقه تقسیم بندی کردند:

 

شرکتهایی با بخش مسئولیت پذیری بالقوه PRP [۴۵] در مقابل شرکت‌های فاقد بخش مسئو لیت پذیری بالقوه. جامعه آماری آن ها شامل ۶۲۸ شرکت بود که ۳۱۴ شرکت PRP و ۳۱۴ شرکت فاقد PRP بودند. فریضه آن ها بدین شکل عنوان شده است که ERC برای شرکت‌های دارای PRP نسبت به شرکت‌های فاقد PRP پایین تر است . در مدل رکرسین این پژوهش ریسک سیستماتیک ، شاخص فرصت‌های رشد ، شاخص تداوم روند سود آوری ، اندازه شرکت و بازده سهام شرکت در مدت ۲ روز قبل و بعد از تاریخ اعلام سود قرار گرفتند. چیزی که در این پژوهش مشخص می‌باشند این است که نشان دادن بدهی محیطی محتمل و یا ممکن برای مثال تخمین هزینه های بازسازی (از بین بردن فساد و آلودگی) به شکل عدد بسیار مشکل است . در واقع اندازه گیری دقیق از بدهی آتی بسیار مشکل است. ‌بنابرین‏ این موضوع موجب ایجاد نویز یا شلوغی در اطلاعات حسابداری می شود، یعنی اینکه سود شرکت‌های دارای PRP نسبت به شرکتهایی که فاقد PRP هستند شلوغتر است. ‌بنابرین‏ تفاوت های ذاتی در ERC شرکت‌های با بدهی های بالقوه محیطی و شرکت‌های فاقد چنین بدهی هایی مورد انتظار است . به عبارت دیگر چنین شلوغی می بایست منجربه ERC پایین تری برای شرکت‌های دارای PRPدر مقایسه با دیگر شرکت‌ها شود.

 

نتایج تحلیل رگرسیون مدل پژوهش به شکل عمومی از فرضیه آن ها حمایت می‌کند. یعنی بازار افزایش شلوغی در سود ناشی از بدهی های بالقوه محیطی را به خوبی درک می‌کند. و لذا شرکت‌های با بدهی های محیطی بالقوه ERC پایین تری نسبت به شرکت‌های فاقد چنین بدهی ها دارند.

 

بیفرز و سامرز ،آن ها در این پژوهش ضریب واکنش سود را مستقیما با تداوم روند سودآوری آنهم به شکل مفهومی جهت فراهم کردن راه دیگری برای تفسیر فهم بازار از اطلاعات منتقل شده به وسیله اعلان سود مرتبط ساختند. آن ها بیان می دارند که ERC را جهت نشان دادن انتظارات بازار از تداوم روند سود غیر منتظره از طریق فرض یک الگو برای تداوم استفاده می‌کنیم .

 

به علاوه ما زنجیر ضریب واکنش سود را از نقاط منفی بی نهایت تا مثبت بی نهایت طبقه بندی می‌کنیم چهار چوب پیشین برای تفسیر ERC در تحقیقات قبلی ERC را به ۲ طبقه ناپایدارERC=1 و پایدار تقسیم بندی می کرد. در حالی که در این پژوهش چندین طبقه در این خصوص معرفی شد:

 

۱)تنزل ERC<1+ >1-

 

۲)رشد ERC<1+

 

۳)تا اندازه ای مجزا و منشعب ERC<1 >0

 

  1. کاملا جدا و منشعب ERC=0

۵) بسیار جزئی و اندک ERC<0

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:49:00 ب.ظ ]




ادبیات تحقیق و پیشینه

 

بخش اول : امنیت و امنیت شهری، جرم و جرایم شهری

 

۲-۱-مفهوم امنیت

 

امنیت در لغت به معنای آرامش، آسایش و ایمنی است. (قورچی­بیگی،۱۳۸۶،۱۲) امنیت و ایمنی (Safety and Security) در سلسله مراتب نیازهای انسانی، مرتبه­ای بالاتر از نیازهای زیستی- همچون خوراک، پوشاک، مسکن و جز این ها را به خود اختصاص می­دهد. به عبارت دیگر، اولین و اساسی­ترین نیاز انسانی هر فرد امنیت ‌می‌باشد. انسان مدنی برای زندگی در جمع و دستیابی به مراتب بالای رشد، نیازمند امنیت، ایمنی و آرامش خاطر است. امنیت را ‌می‌توان از ابعاد گوناگون تحلیل نمود. تعابیری چون امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت شغلی و امنیت فردی از جمله آن ها‌ است. برقراری هرکدام از انواع امنیت، لوازم و روش­های خاص خود را دارد؛ اما امنیت علاوه بر شاخصه­ های بیرونی و تعاریف خاص خود، از جنبه­ های درونی هر فرد نیز اهمیت ویژه­ای دارد. به دیگر سخن، امنیت بیشتر احساس درونی است تا شاخص بیرونی؛ و احساس امنیت فردی و جمعی در بردارنده شاخصه­ های امنیت است. در دنیای کنونی به لحاظ گسترش شهرنشینی و تعاملات ویژه شهروندان با یکدیگر، و همچنین از منظر طراحی شهری و معماری، امنیت در شهرها اهمیت خاص پیدا ‌کرده‌است. شهر به عنوان نماد زندگی جمعی در دنیای کنونی نیازمند نگاه ویژه در مقوله امنیت است.(علی آبادی،۱۳۸۴،۴)

۲-۲- اقسام امنیت :

 

۲-۲-۱- امنیت از لحاظ درونی و بیرونی ( امنیت ذهنی – امنیت عینی )

 

الفامنیت ذهنی عبارت است ازحس آرامش اطمینان و رهایی از هر نوع ترس و تهدید و وحشت .

 

بامنیت عینی شامل وضعیتی است که ارزش‌های حیاتی در آن وضعیت از هر نوع تهدید و تحرک محفوظ بماند از جنبه درونی هر فرد نیز اهمیت ویژه ای دارد به دیگر سخن ، امنیت بیشتر احساس درونی است تا شاخص بیرونی و احساس امنیت فردی و جمعی در بردارنده شاخصه های امنیت است . [۱]

 

آرنولر و لفزر درتعریف خود از امنیت آورده است : امنیت در معنای عینی ، نبود تهدید برای ارزش‌های کسب شده و درمعنای ذهن ، عدم ترس و وحشت از جمله بر ارزشهاست .[۲]

 

۲-۲-۲- تعریف امنیت از لحاظ موضوع :

 

امنیت را ازلحاظ موضوع می توان به صورت زیر تقسیم نمود که دراینجا به شرح بعضی ازآنها می پردازیم.

 

امنیت فردی ، امنیت اجتماعی ، امنیت شغلی ، امنیت محیط طبیعی ، امنیت مرزی ، امنیت ملی ، امنیت فرهنگی ، امنیت جانی ، امنیت مالی ، امنیت قضایی ، امنیت سیاسی ، امنیت اقتصادی ، امنیت سرمایه گذاری و امنیت شهری . [۳]

الف) امنیت فردی ؛ حالتی است که در آن فرد فارغ از ترس آسیب رسیدن به جان و مال یا آبروی خود یا از دست دادن آن ها زندگی کند . از ویزگیهایی یک حکومت بالنده این است که اعضای آن در امور زندگی و در راستای ایفای نقش خویش نگران از دست رفتن آبروی خویش نباشند و دیگران نیز جرات تهمت زدن و هتک حرمت را به خود ندهند که به راحتی حیثیت مردم را بازی بگیرند .

 

ب) امنیت اجتماعی : حالت فراغت همگانی از تهدید است که کردار غیر قانونی دولت یا دستگاهی یا فردی یا گروهی در تمامی یا بخشی از جامعه پدید می آورد . وهمچنین امنیت اجتماعی عبارت است از کلیه اقدماتی که به موجب آن اقشار مختلف مردم در محیطی آرام بتوانند فعالیت‌های اجتماعی خود را انجام دهند . در تعریف دیگر امنیت اجتماعی ، به میزان اطمینان یک کشور به توانایی مقاومتش در برابر دیگر کشورها گفته می شود .[۴]

 

ج) امنیت شغلی : به مفهومی اطلاق می‌گردد که فرد یا گروه با حالت راحت و بدون اندک دلشوره و نگرانی به داد و ستد و کسب و کار مشروع خویش مبادرت ورزد .

 

د) امنیت محیط طبیعی : که عبارت است از عدم تعریض به محیط زیست.

 

ه) امنیت مرزی : برقراری نظم درمرزهای کشور و نداشتن اضطراب از هر گونه تجاوز و تهاجم کشورهای بیگانه و به مرزها .

 

س) امنیت ملی : حالتی است که ملتی فارغ از تهدید از دست دادن تمام یا بخشی از جمعیت ، دارایی یا خاک خود به سر برد. امنیت ملی به مرزهای کشور محدود نمی شود ، استراتژی های دراز مدت اقتصادی و نظامی و سیاسی می‌تواند مرزهای امنیت را تا حد مناطق نفوذ یک کشور وسعت بخشد. ظرفیت اقتصادی یک کشور که سرچشمه تمام قدرت‌های اوست . بعلاوه وضع نهادهای سیاسی و حقوقی کشور می‌تواند در تحکیم امنیت ملی بسیار مؤثر باشد .[۵]

 

ش) امنیت فرهنگی : حالتی است که مردم یک جامعه از بعد فرهنگی و از جنبه‌های معنوی دارای مصونیت ویژه ای باشند. به ‌عنوان مثال فرد دانش پژوهی در محیط علمی خویش فاقد حق اظهار نظر شخصی یا گروهی باشد و نتواند مخالفت یا موافقت خویش را براحتی بیان کند و مطالب گوناگون کتب مذهبی و علمی و نیز نظرات معلمین و استادان را به نقد بکشاند چنین فردی دچار رکود فکری وجمود ذهنی گردیده که جبران آن ناممکن خواهد بود.[۶]

 

ر) امنیت در حیطه شهری :

 

احساس ثبات درحقیقت نوع حقوق و تکالیفی است که هر انسان نسبت به دیگران و محیط پیرامونش دارد و همچنین اطمینان از وجود حفظ و اجرای آن حقوق و تکالیف در مفهوم بسیار کلی وجزئی است. کسی احساس امنیت می‌کند که نسبت ‌به این مفهوم آسوده خاطر باشد و از نظرحقوقی چیزی که وی به عنوان قاعده اخلاقی نسبت به خودش شناسایی ‌کرده‌است از طرف دیگران هم معتبر شمرده شود و مورد رعایت و احترام قرار گیرد . در نتیجه امنیت شهری در واقع مجموعه حقوقی است که هر انسانی باید به عنوان موجودی شهرنشین از آن بهره مند گردد.[۷]

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:33:00 ب.ظ ]




 

فرض تحقق دعاوی مرتبط با مواد ۱۱۹ و ۱۲۰ قانون امور حسبی نیز منتفی نمی‌باشد. ابطال اقدامات امین غایب و جنین با توجه به وظایف و اختیارات وی، همچنین اثبات زوال سمت امین با عنایت به ماده ۱۲۰[۹۵]، در زمره این دعاوی است. با توجه به توضیحات ارائه شده در بخش قیم و نیز مطالب فوق‌الذکر اینگونه از دعاوی نزد داور، بلااشکال به نظر می‌رسد.

 

مواد ۱۲۱ الی ۱۲۵ قانون امور حسبی در خصوص مسئولیت‌های امین، موارد عزل وی و … همانند مباحث مطرح شده در باب قیم، می‌تواند دعاوی ترافعی متعددی را باعث گردد. علی‌الخصوص ماده ۱۲۳ که اشعار دارد: امینی که برای اداره اموال عاجز معین می‌شود به منزله وکیل عاجز است و احکام وکیل نسبت به او جاری است. باب وکالت در قانون مدنی، اختلافات ترافعی فراوانی را می‌تواند ایجاد کند. اگر احوال امین عاجز را به صراحت این ماده بتوان با وکیل مقایسه نمود، دعاوی ناشی از وکالت در این خصوص نیز قابل تحقق است و ارجاع این دعاوی به داوری، نمی‌تواند منع قانونی داشته باشد. به عنوان مثال، ربا، مطالبق ماده ۶۶۱ قانون مدنی، در صورتی که وکالت وکیل مطلق باشد، فقط مربوط به اداره کردن اموال موکل خواهد بود. از آنجا که ماده ۶۶۳ قانون مذکور، وکیل را فاقد اختیار انجام عملی می‌داند که از حدود وکالت وی خارج باشد، لذا می‌توان استناد کرد که امین عاجز، به صرف داشتن وکالت‌نامه کلی، حق نقل و انتقال اموال عاجز را نخواهد داشت و اگر این اقدام را انجام دهد، می‌توان ابطال عملیات او را به دلیل خروج از دامنه امتیازات از دادگاه صالح درخواست نمود که تنظیم موافقت‌نامه داوری در دادگاه برای حل این اختلاف پذیرفتنی است.

 

گفتار سوم: غایب مفقودالاثر

 

غایب مفقودالاثر کسی است که به او دسترسی‌ نیست و…اثری از حیات‌ و ممات‌ او هم وجود نداشته باشد.[۹۶]بر اساس ماده ۱۰۱۱ قانون مدنی غایب مفقودالاثر کسی است که از غیبت او مدت نسبتا زیادی گذشته باشد و از او به هیچ وجه خبری به دست نیاید. غایب مفقودالاثر دارای وضع حقوقی خاصی است و حقوق و تکالیفی برای او در قانون است. قبل از آنکه به وضعیت حقوقی غائب بپردازیم، ابتدا لازم است در خصوص صلاحیت دادگاه رسیدگی کننده به امور غایب، مطالبی را بیان کنیم. همان گونه که در فصل اول از باب چهارم قانون امور حسبی بیان شده است، درباره امور راجع به غایب مفقودالاثر به ترتیب می توان به دادگاه‌های ذیل مراجعه نمود:

 

۱-دادگاه شهرستان آخرین اقامتگاه غایب مفقودالاثر.

 

۲-اگر اقامتگاه غایب مفقودالاثر در ایران نباشد، دادگاه شهرستان آخرین محل سکونت غایب.

 

۳-اگر غایب مفقودالاثر در ایران اقامتگاه یا محل سکنی نداشته باشد یا اقامتگاه یا محل سکنای او در ایران مشخص نباشد، دادگاه شهرستان محل اقامت یا محل سکنای ورثه غایب.

 

۴-در صورتی که ورثه غایب مفقودالاثر در ایران معلوم نباشند، دادگاه شهرستان محل وقوع مال غایب. اگر تابعیت غایب مفقودالاثر نیز مشکوک باشد، مقررات راجع به تبعه ایران درباره ایشان اجرا خواهد شد. با این حال، مواد ۱۲۶ الی ۱۲۹ قانون مذکور مربوط به صلاحیت دادگاه رسیدگی کننده به امور غایب مفودالاثر است که ارتباطی با موضوع داوری ندارد. البته ذکر این نکته خالی از اشکال است که اختلاف مربوط به صلاحیت دادگاه‌ها در رسیدگی به امور حسبی از منظر داوری پذیری نیز چه حکمی دارند؟ همان گونه که از مواد این قانون فهمیده می‌شود، دادگاه‌های صالح برای رسیدگی به اختلافات امور حسبی را مشخص نموده‌اند. حال اگر بین طرفین دعوی، اختلافی در خصوص صلاحیت دادگاه ایجاد شود، به عنوان مثال در محل سکونت یا اقامتگاه غایب اختلاف شود و یا طرفین تعیین دادگاه صالح را به داوری بسپارند، تکلیف دادگاه در پذیرش نظر داور چگونه خواهد بود؟ در پاسخ به فرض اخیر باید گفت که اولا، صلاحیت ذاتی محاکم دادگستری، با هیچ توافق و تربیتی به غیر از آنچه در قانون تصریح شده باشد، قابل تغییر نیست. ثانیاً، در خصوص صلاحیت محلی دادگاه، یعنی آنچه در این قانون مدنظر است، نیز ارائه پاسخ فوق منطقی‌تر است. زیرا شأن دادگاه اجل از آن است که اجازه رسیدگی به دعوی را از اشخاص غیرقضایی و برخلاف صراحت قانون دریافت نماید. ‌بنابرین‏ حتی در خصوص صلاحیت محلی دادگاه نیز نخواهند توانست دادگاه را ملزم نمایند که بر اساس توافق یشان و یا تصمیم داور مرضی‌الطرفین و بدون در نظر گرفتن مقررات قانونی در باب صلاحیت‌های محلی، شروع به رسیدگی نماید.

 

در خصوص فرض اول، یعنی آنجا که در تشخیص اقامتگاه یا محل سکونت غایب اختلاف ایجاد می‌شود، هرچند تفاوت‌هایی وجود دارد، لیکن با توجه به اینکه مفهوم اقامتگاه در قانون تعریف شده است و اقامه دعوی در محل اقامتگاه غایب، دارای آثار متعددی است که ممکن است متعلق حقوق اشخاص ثالث نیز قرار گیرد، لذا به نظر می‌رسد تخطی از مفاهیم قانونی اقمتگاه، محل سکونت و … در این خصوص، ضمانت اجرای قانونی نداشته باشد.

 

در راستای انجام وظایف شخص امین، دعاوی متعددی قابل طرح است که با توجه به ویژگی‌های خاص این دعاوی، امکان ارجاع به داوری وجود دارد. حتی امین می‌تواند دعاوی مربوط به غایب را با تجویز دادستان، به صلح خاتمه دهد که به طریق اولی، ارجاع دعوی به داوری، با اجازه و تنفیذ دادستان نیز، بلا اشکال است. در خصوص نقش دادستان در ماده ۱۳۰ نیز باید توضیح داد که نقش این نهاد قانونی در این ماده، صرفا اطلاع رسانی است و تکلیف یا مسئولیت دیگری در خصوص تعیین امین برای غایب ندارد. لیکن این سؤال مطرح می‌شود که آیا دادگاه می‌تواند انتخاب امین را برای اداره اموال غایب به دادستان تفویض کند؟ هرچند پاسخ مثبت ‌به این سؤال باعث نزدیکی نقش دادستان به داور در این موضوع خاص خواهد شد و با توجه به حضور مؤثر دادستانی در قانون امور حسبی، داوری پذیری این قانون را تقویت می‌کند، ما به نظر می‌رسد نفی صلاحیت از دادگاه و تفویض آن به دادستان برای انتخاب داور قابل پذیرش نبوده و صرف نظر از مقررات مربوط به نفی صلاحیت مندرج در قانون آیین دادرسی مدنی، این اقدام دادگاه فاقد وجاهت قانونی باشد. البته اخذ نظر و مشورت از دادستانی برای تعیین امین صالح، قابل قبول و حتی مفید به حال غایب و ذی‌نفعان وی خواهد بود.[۹۷]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:01:00 ق.ظ ]




مدل های گوناگونی جهت ارزیابی عملکرد سازمان‌ها ارائه شده است از قبیل مدل کارت های امتیازی متوازن، تحلیل سلسله مراتبی داده ها، مدل های تعالی و غیره که در این مدل ها از جنبه‌های مختلف سازمان ها مورد ارزیابی قرار می گیرند.در این راستا پژوهش های مختلفی صورت پذیرفته است.به عنوان مثال کرمی در پژوهشی با به کارگیری کارت های امتیازی متوازن و روش DEA به طراحی مدلی برای ارزیابی عملکرد بانک توسعه تعاون که نمونه ای از مؤسسات خدمات مالی و اعتباری دولتی است، پرداخته است (کرمی و دیگران،۲۰۱۲).

 

وو و همکاران به ارزیابی عملکرد مراکز آموزش عالی و دانشگاه ها پرداختند. آن ها تحقیق خود را در سه دانشگاه در تایوان انجام دادند و بااستفاده از تکنیک دیمتل به بررسی رابطه علی و معلولی بین شاخص ها پرداختند(وو و دیگران ،۲۰۱۱).

 

بالزنتیس و همکاران (۲۰۱۲) با بهره گرفتن از فنون FMCDM و بر اساس نسبت های مالی به ارزیابی بخش های اقتصادی لیتوانی در فاصله ی سال های ۲۰۱۰-۲۰۰۷ پرداختند. آن ها شش نسبت مالی را پس از مشورت با خبرگان به عنوان معیارهای ارزیابی برگزیدند. نتیجه محاسبات نشان داد که نسبت جاری و نسبت گردش حساب های دریافتنی بالاترین درجه اهمیت را دارند و بعد از آن ها حاشیه سود خالص، نسبت گردش سرمایه، نسبت نقدینگی و نرخ بازده دارایی به ترتیب بالاترین اهمیت را دارا می‌باشند. در این تحقیق برای شناسایی بخش های دارای بهترین عملکرد مالی از فنون FVIKOR، FTOPSIS و[۴۷] FARAS به طور همزمان بهره گرفته شد (بالزنتیس و همکاران، ۲۰۱۲).

 

ایگناتیوس[۴۸] و همکاران (۲۰۱۲)، در تحقیق خود به ارزیابی عملکرد مالی شرکت های اتومبیل سازی ایرانی فعال در بورس اوراق بهادار تهران، با بهره گرفتن از فنون تصمیم گیری چند معیاره اقدام نمودند. آن ها برای رتبه بندی هشت شرکت از روش PROMETHEE II بهره گرفتند و با بهره گرفتن از تحلیل هندسی تعاملی ([۴۹]GAIA)اعتبار یافته ها را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از نقاط قوت و ضعف شرکت های اتومبیل سازی ایران از لحاظ رفتارهای مالی بود (ایگناتیوس و همکاران، ۲۰۱۲).

 

چنگ و همکاران[۵۰] (۲۰۱۲)، در مطالعه خود با هدف ارزیابی عملکرد مالی در صنایع نیمه رسانا، از ترکیبی از روش انتگرال فازی و میانگین وزنی ترتیبی ([۵۱]OWA) در این مطالعه پس از انجام تحلیل عاملی و شناسایی معیارهای مالی مناسب، با بهره گیری از OWA وزن معیارها تعیین شده و با بهره گرفتن از انتگرال فازی و لحاظ کردن روابط درونی میان معیارها، ارزیابی انجام گردید (چنگ و همکاران، ۲۰۱۲).

 

ارگل و سیف ا… اگولاری[۵۲] (۲۰۱۲)، در مطالعه ا ی به رتبه بندی شرکت های خرده فروشی فعال در بورس و اوراق بهادار استانبول، همت گماردند. ایشان در این تحقیق از روش ELECTRE III برای انتخاب بهترین شرکت خرده فروشی از میان پنج شرکت مورد بررسی در فاصله زمانی ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ بهره بردند (ارگل و سیف ا… اگولاری، ۲۰۱۲).

 

بایراکداراگلو و یالکین[۵۳] (۲۰۱۲)، در مطالعه ای به ارزیابی عملکرد مالی استراتژیک هفده شرکت فعال در بورس و اوراق بهادار استانبول در فاصله زمانی ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۱ و با بهره گرفتن از فنون تصمیم گیری چند معیاره در محیط فازی پرداختند.ایشان در این تحقیق برای تعیین وزن معیارهای مالی استراتژیک از نظرات خبرگان و روش FAHP بهره گرفتند و در نهایت با بهره گرفتن از تکنیک VIKOR، شرکت های مورد مطالعه را رتبه بندی نمودند(بایراکدراگلو و یالکین، ۲۰۱۲).

 

یالکین و همکاران (۲۰۱۲) با هدف ارزیابی عملکرد مالی شرک های تولیدی ترکیه با بهره گرفتن از روش های FAHP ، VIKOR و TOPSIS به بررسی و رتبه بندی شرکت های تولیدی ترکیه که در سازمان بورس و اوراق بها دار استانبول ([۵۴]ISE) فعالیت داشتند پرداختند و در هفت بخش این کشور رتبه بندی از این شرکت ها در هفت بخش مختلف صنعت ترکیه ارائه دادند. در این تحقیق معیارها بر اساس نظریات گروهی خبره در ISE انتخاب و وزن دهی شد (یالکین و همکاران، ۲۰۱۲). شکل۱-۲ مدل سلسله مراتبی یالکین و همکاران را برای ارزیابی عملکرد مالی صنایع تولیدی ترکیه نشان می‌دهد.

 

 

 

شکل ۲-۶ : مدل سلسله مراتبی یالکین و همکاران برای ارزیابی عملکرد مالی

 

در جدول ۲-۳ نیز مقایسه ای فشرده از جدیدترین مطالعات مرور شده ‌در مورد موضوع مورد بحث ارائه گشته است.

 

جدول (۲-۴): سابقه تحقیقات مشابه خارجی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سال محقق شرح ۱ ۲۰۱۳ جوشی و دیگران در بخش مالی استرالیا به بررسی تاثیر سرمایه فکری[۵۵] بر روی عملکرد مالی شرکت ها پرداخته‌اند. ۲ ۲۰۱۲ یالکین و همکاران با هدف ارزیابی عملکرد مالی شرک های تولیدی ترکیه با بهره گرفتن از روش های FAHP ، VIKOR و TOPSIS به بررسی و رتبه بندی شرکت های تولیدی ترکیه که در سازمان بورس و اوراق بها دار استانبول (ISE [۵۶]) فعالیت داشتند پرداختند ۳ ۲۰۱۲ کرمی و دیگران در پژوهشی با به کارگیری کارت های امتیازی متوازن و روش DEA به طراحی مدلی برای ارزیابی عملکرد بانک توسعه تعاون ۴ ۲۰۱۲ بالزنتیس و همکاران با فنون FMCDM و بر اساس نسبت های مالی به ارزیابی بخش های اقتصادی لیتوانی در فاصله ی سال های ۲۰۱۰-۲۰۰۷ پرداختند. ۵ ۲۰۱۲ ایگناتیوس و همکاران در تحقیق خود به ارزیابی عملکرد مالی شرکت های اتومبیل سازی ایرانی فعال در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. ۶ ۲۰۱۲ بایراکداراگلو و یالکین در مطالعه ای به ارزیابی عملکرد مالی استراتژیک هفده شرکت فعال در بورس و اوراق بهادار استانبول در فاصله زمانی ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۱ و با بهره گرفتن از فنون تصمیم گیری چند معیاره در محیط فازی پرداختند. ۷ ۲۰۱۲ ارگل و سیف ا… اگولاری در مطالعه ا ی به رتبه بندی شرکت های خرده فروشی فعال در بورس و اوراق بهادار استانبول، همت گماردند.

فصل سوم

 

روش­شناسی

 

۳-۱- مقدمه

 

تحقیق عملی منظم، منطقی و دقیق برای دست یافتن به حقایق و دانش نو و ارتباط آن با کل زندگی تعریف می شود. همچنین تحقیق عملی منظم، منطقی و دقیق برای حل مسائل و درک روابط بین متغیرها مطرح می‌گردد. بر این اساس، پژوهش فرآیندی است که از طریق آن می‌توان درباره ناشناخته‌ها به جستجو پرداخت و نسبت به آن‌ ها شناخت لازم را کسب کرد. در این فرایند، از چگونگی گردآوری شواهد و تبدیل آن‌ ها به یافته ها تحت عنوان «روش‌شناسی» یاد می شود؛ و روش علمی یا روش پژوهش علمی، فرایند جستجوی منظم برای مشخص‌کردن یک موقعیت نامعین است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 12:51:00 ب.ظ ]




توسلی رودسری(۱۳۷۹)، به بررسی رابطه ترس از موفقیت و اضطراب امتحان در داوطلبان دختر و پسر رشته ریاضی فیزیک شهرستان رودسر در کنکور سراسری سال ۷۹-۷۸ دانشگاه های کشور پرداخته، و یافتن پاسخ برای فرضیات ذیل از اهم اهداف آن بشمار می رود. ۱- بین ترس از موفقیت و اضطراب امتحان رابطه وجود دارد،۲- بین میزان اضطراب از امتحان داوطلبان پسر و داوطلبان دختر تفاوت وجود دارد،۳- بین ترس از موفقیت داوطلبان دختر با داوطلبان پسر تفاوت وجود دارد. جامعه آماری این پژوهش را داوطلبان کنکور تشکیل می‌دهند که در سال تحصیلی ۷۹-۷۸ برای نخستین بار در کنکور سراسری شرکت کردند. گروه نمونه آن عبارت است از ۱۵۰ آزمودنی دختر و پسر رشته ریاضی فیزیک که شرکت کننده در کنکور بودند. به منظور گردآوری اطلاعات لازم پیرامون دو متغییر موجود در تحقیق، از دو پرسشنامه ترس از موفقیت زوکرمن و آلیسون (۱۹۷۶) و اضطراب امتحان ساراسون (۱۹۵۸) استفاده شده است. پس از انجام پژوهش، در ابتدا با بهره گرفتن از روش های معمول در آمار توصیفی اطلاعات به دست آمده خلاصه و دسته بندی شده است. سپس از طریق «ضریب همبستگی پیرسون و آزمون ‏‎t‎‏ برای ‌گروه‌های مستقل‏‎‎‏‏‎‎‏‏‎‎‏»، اختلاف بین میانگین ها و ارتباط بین متغییرها مطالعه گردیده است. یافته های پژوهش نشان می‌دهد که: میانگین نمره های اضطراب امتحان داوطلبان دختر بیشتر از داوطلبان پسر بوده است. و میزان پراکندگی نمرات داوطلبان دختر بیشتر از نمرات داوطلبان پسر بوده است. و بین دو متغیر ترس از موفقیت و اضطراب امتحان در داوطلبان همبستگی مثبت به دست آمد و همچنین نمره های ترس از موفقیت دختران بیشتر از پسران بوده است و میزان پراکندگی نمرات داوطلبان دختر بیشتر از نمرات داوطلبان پسر است. ‌بر اساس یافته های پژوهش، به طور کلی دختران در مقایسه با پسران، به طور معناداری در زمینه دو متغییر ترس از موفقیت و اضطراب امتحان، نمرات بالاتری را اخذ کردند.

 

علی‌محمدی(۱۳۷۵) به منظور بررسی رابطه ی اضطراب امتحان، درونگرایی- برونگرایی دانش‌آموزان، و تحصیلات و شغل والدین، با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان سال سوم راهنمائی از بین ۶ مدرسه راهنمائی (دخترانه و پسرانه) در شهر بافت ، به ۳۵۴ دانش‌آموز سال سوم (۱۸۷ دختر و ۱۷۶ پسر) که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، پرسشنامه ی شخصیتی نوباوگان آیزنگ (آیزنگ وایزنک ، ۱۹۷۵) و مقیاس اضطراب امتحان ساراسون (ساراسون، ۱۹۶۱) ارائه شد. اطلاعات مربوط به شغل و تحصیلات والدین و وضعیت پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان نیز جمع‌ آوری شد. به منظور بررسی فرضیه‌های پژوهش تحلیل‌های آماری شامل ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی، مجذور خی و رگرسیون مرحله‌ای از طریق نرم‌افزارهای ویژه رایانه‌ای ‌در مورد اطلاعات جمع‌ آوری شده انجام گرفت. یافته ها فرضیه اول پژوهش را که مبین رابطه منفی و معنی‌دار بین اضطراب امتحان و پیشرفت تحصیلی است تأیید کردند و نیز معلوم شد که نمرات دختران در مقیاس اضطراب امتحان به طور معنی‌داری بیشتر از پسران بود که این یافته ها، فرضیه دوم پژوهش حاضر را تأیید می‌کند. این فرضیه که برونگرایی بر پیشرفت تحصیلی تأثیر مثبت می‌گذارد تأیید نشد گرچه یافته ها در جهت مورد انتظار بودند. بین تحصیلات والدین، مرتبه شغلی پدر و اشتغال مادر از یک طرف و پیشرفت تحصیلی آزمودنی‌ها از سوی دیگر رابطه مثبت و معنی‌داری به دست آمد. سرانجام معلوم شد که از بین شش متغیر مستقل شامل اضطراب امتحان، برونگرایی، تحصیلات پدر، تحصیلات مادر، مرتبه شغلی پدر و وضعیت اشتغال مادر، بهترین متغیر پیش‌بینی کننده پیشرفت تحصیلی نمره فرد در مقیاس اضطراب امتحان است و مرتبه شغلی پدر، اشتغال مادر و تحصیلات مادر به ترتیب متغیرهای پیش‌بینی کننده دیگر برای پیشرفت تحصیلی می‌باشند.

 

هومند (۱۳۷۳) اضطراب امتحان و متغییرهای مربوط به آن را در دانش‌آموزان سال سوم راهنمایی مورد بررسی قرارداد. برای نیل ‌به این امر ۶۰۶ نفر دانش‌آموز (۲۹۲ = پسر، ۳۱۴ = دختر) از ۸ مدرسه راهنمایی شهر شیراز به صورت نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. برای سنجش هوش از ماتریسهای پیشرونده استاندارد (ریون، ۱۹۵۶)، سنجش اضطراب امتحان از مقیاس اضطراب امتحان برای کودکان (ساراسون، ۱۹۶۱) و برای سنجش انگیزش پیشرفت از مقیاس انگیزش پیشرفت (اسمیت ۱۹۷۳) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که میانگین نمرات اضطراب امتحان دانش‌آموزان ایرانی بالاتر از میانگین اضطراب امتحان دانش‌آموزان آمریکائی بود. تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین دانش‌آموزان با اضطراب امتحان بالا و دانش‌آموزان با اضطراب امتحان پایین در موفقیت تحصیلی وجود داشت . رگرسیون ‌چندمتغیره نشان داد که بیشترین واریانس پیش‌بین را موفقیت تحصیلی با اضطراب امتحان دارد (R2=0/21) . متغییرهای هوشبهر و مقدار ساعات مطالعه در روز و تحصیلات پدر در مرتبه‌های بعدی قرار داشتند. همچنین از دیگر یافته های پژوهش می‌توان به وجود تفاوت معنی‌دار بین دختران و پسران در نمرات اضطراب امتحان اشاره داشت . میانگین نمرات اضطراب امتحان دختران بیش از پسران بود.

 

بیابانگرد (۱۳۸۱) در پژوهشی به مقایسه اثربخشی روش های درمانی چندوجهی لازاروس، عقلانی- عاطفی الیس، آرام سازی و دارونما بر کاهش اضطراب امتحان دانش آموزان پرداخت. روش: از مراجعان مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی دانش آموزان آموزش و پرورش شهر تهران و مراکز خدمات مشاوره ای مرکز ملی جوانان در سطح شهر تهران ۸۳ نفر دانش آموز دبیرستانی مبتلا به اضطراب امتحان انتخاب و با بهره گرفتن از روش تصادفی ساده در پنج گروه درمانی زیر گنجانده شدند: چندوجهی لازاروس (۱۷ نفر)، عقلانی- عاطفی الیس (۱۷ نفر)، آرام سازی (۱۸ نفر)، دارونما (۱۵ نفر)، و گروه گواه (۱۶ نفر). پس از اعمال ده جلسه درمان بر هر یک از گروه ها به صورت هفته ای دو جلسه و هر جلسه ۵۰ دقیقه، دوباره مقیاس اضطراب امتحان روی آزمودنی ها اجرا شد. نتیجه: هر چهار گروه روش درمانی در درمان اضطراب امتحان به طور معنی داری اثربخش تر از گروه گواه بود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:59:00 ق.ظ ]